سه روز قبل از آن چند هزار سوار پيشاپيش مىفرستند كه شبهنگام دشت را محاصره كنند . اين سواران كليهى گردنهها و كوره راههايى را كه شكارها ممكن است صبح زود از آنجا فرار كنند ، مسدود مىنمايند .
سواران موقعى كه به شكارها مىرسند به تدريج به هم نزديك مىشوند و به همين ترتيب محوطهاى به وجود مىآورند كه بعضى اوقات بيش از ده هزار شكار در ميان آن به محاصره درآمده است . آنگاه پادشاه ، شاهزادهها يا بزرگان دربارى شروع به تيراندازى مىكنند . هريك از خدمه دو تفنگ با خود دارند و موقع تيراندازى اربابشان تفنگ ديگر را پر مىكنند .
شاهزاده وليعهد كه در تيراندازى با كمان فوق العاده مهارت دارد ، قبل از تيراندازى با تفنگ غالبا براى تمرين به دنبال شكارها مىتازد و چندتاى آنها را از پا درمىآورد .
موقعى كه علامت شروع داده شد مدت چهار يا پنج ساعتى كه شكار طول مىكشد ، جز صداى تيراندازى كه بدون وقفه ادامه دارد صداى ديگرى شنيده نمىشود . سوارانى كه حيوانات را در محاصره دارند فقط موقعى مىتوانند تيراندازى كنند كه شكارها در حال فرار باشند . اين امر به ندرت صورت مىپذيرد ، زيرا معمولا خط زنجير به قدرى فشرده است كه به زحمت يك آهو مىتواند از بين دو اسب راهى پيدا كند .
استفاده از ساچمه در آسيا ناشناخته است و از اينرو شكارچيها در حال تاخت فقط با گلوله تيراندازى مىنمايند .
ضمنا با تمام مهارتى كه ايرانيها در تيراندازى دارند كمتر اتفاق مىافتد كه حين شكار كسى مجروح يا كشته نشود .
تعداد حيواناتى كه در اين نوع شكارها از پا درمىآيند فوقالعاده زياد و غالبا از دو سه هزار متجاوز است . شاهزاده زيباترين آنها را به صورت هديه براى رجال دربارش مىفرستد و بقيه به غلامان و خدمه بخشيده مىشود كه جشنى برپا مىكنند .
در ايران نوع ديگرى شكار نيز وجود دارد و آن شكار با سگ است كه به وسيلهى سگهاى بزرگى كه تازى ناميده مىشوند صورت مىگيرد . طرز اين شكار در ايران مانند اروپا است با اين تفاوت كه در اروپا ( به خصوص در اسپانيا كه شكار با
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٢٤