صورت امثال و حكم رواج يافته است . اين ضربالمثلها به تمام زبانهاى اروپايى ترجمه شده است . شاعران ايرانى در منظومهها و غزلهايشان تشبيهاتى به كار بردهاند كه با وجود غيرعادى بودن نشانهى ذوق و قريحهى آنها است . ترجمههاى متعددى كه توسط دانشمندان خاورشناس بهعمل آمده ، مويد اين نظر مىباشد .
موضوع اين اشعار تقريبا هميشه زن ، شراب ، گلوبلبل است .
زبانهاى متداول در ايران فارسى ، عربى و تركى است .
هريك از اين زبانها مورد استفادهى خاصى دارد . مثلا تعداد بسيارى از افراد با اينكه به زبان فارسى كاملا مسلط هستند ، ترجيح مىدهند به تركى كه زبان متداول در قشون است صحبت نمايند . ضمنا آنهايى كه به اين زبان آشنايى دارند مىتوانند در تمام قارهى آسيا به سهولت مسافرت نمايند . زبان عربى فقط در امور و مسايل مذهبى مورد استفاده دارد . لازم به تذكر است كه قرآن به زبان فارسى ترجمه شده ، در همهجا يافت مىشود « 3 » . اما زبان فارسى در حقيقت و منحصرا زبان ادبيات مىباشد « 4 » . از بحر خزر تا منتها اليه سرحدات هند مكاتبات فقط به زبان فارسى است و قسمت اعظم ساكنين اين قارهى پهناور زبان ديگرى جز فارسى نمىدانند . خط
هامش
( 3 ) - گمان نمىرود قرآن مستقلا به صورت ترجمهى فارسى و به عنوان قرآن فارسى دستنويس ، استنساخ يا چاپ شده باشد . آنچه متداول است ، اين است كه ترجمهى فارسى آيات قرآنى ، زير همان آيات نوشته شده ، به طبع رسيده است و در برخى از موارد شروحى بر پارهاى از آيات و مخصوصا شان نزول و معانى مضمر آنها در حاشيهى سورههاى قرآن ، چه به صورت دستنويس و چه به صورت چاپى ، مرقوم شده است . - م .
( 4 ) - گمان مىكنم نويسنده ، به سبب رواج فرهنگ غير ايرانى در دربار سلسلهى قاجاريه ، كه ريشهى غير ايرانى داشت ، ايران را به جاى تركيه ( عثمانى ) گرفته است . در دورهى سلاطين عثمانى ( آل عثمان ) تركى زبان عامهى مردم ، فارسى زبان ادبى ، و عربى زبان مباحث دينى بوده است . ظاهرا در دوران طايفهى سلطنتى قاجار و پيرامون ايشان ، چه از نظر اصالت غير ايرانى آن طايفه و چه از جهت تقليد از دربار عثمانى ، استفاده از سه زبان مذكور ، به صورتى كه نويسنده ادعا كرده ، رايج بوده است . اما تصور نمىرود تعميم آن به فرهنگ مردم ايران در سراسر كشور در آن عهد و زمان صحيح باشد . در آن دوره ، بسيارى از علماى دين برخى از آثار خود را به فارسى نوشتهاند و اكثريت قريب به اتفاق آثار غيردينى هم به زبان فارسى نوشته شده است ، نه به تركى و نه به عربى . - م .