تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

25 درباره‌ى بيگلربيگيها ، اختيارات و عايدات آنها

در فصول گذشته و در فرصتهاى مناسب چندين‌بار درباره‌ى بيگلربيگيها سخن گفته‌ام . بيگلربيگيها از خوانين درجه‌ى يك كشور هستند كه معمولا پدر بر پدر خدماتى به مملكت نموده‌اند ولى غالب اوقات همان‌طور كه در دوران پادشاه كنونى نيز مشاهده مىگردد آنها از بين اقوام زنها و يا معشوقه‌هاى شاه برگزيده مىشوند . بيگلربيگيها حكومت يك يا چند ايالت را بر عهده دارند . قدرت آنها غالبا و به حق باعث بدگمانى شاه مىشود ، زيرا به مجرد اين‌كه خود را به اندازه‌ى كافى قوى پنداشتند بدون توجه به كوچكترين مسايل اخلاقى و وجدانى ، اعلام استقلال مىكنند و مردم متلون ايران كه ضمنا تشنه‌ى تحولات هم هستند تحت تاثير آنها قرار مىگيرند . البته از اين پس با تشكيل قواى منظم كار آنها دشوارتر خواهد بود . شاه به منظور احتراز از بروز اين خطر و رويدادهايى از اين قبيل حكومت استانهاى بزرگ و استانهايى را كه مردمانش به فتنه‌جويى شهرت دارند ، به فرزندان خود مىسپارد . شاه كنونى از اغتشاشاتى كه باعث سرنگونى شاه سلطان حسين گرديد آگاهى دارد . چنان‌چه آن پادشاه ، كه فرزندان بسيارى هم داشت به جاى اين‌كه آنها را دور خود جمع نمايد و بيكاره بار بياورد ، آنها را در راس ايالاتى كه شروع به اغتشاش نموده بودند قرار داده بود ناچار به استعفا نمىگرديد . طهماسب ميرزا تنها كسى كه توانست از اصفهان فرار كند در ايالاتى كه