اشغال مىكنند . سردار يعنى ژنرال و چون تعداد سردارها زياد است بالاترين آنها عنوان بيگ سردار ( ژنرال بزرگ يا فرمانده قوا ) را دارد . پس از او توپچىباشى ( فرمانده كل توپخانه ) بالاترين مقام لشگرى است . راجع به ساير مقامات لشگرى فعلا سخنى نمىگويم و آن را به موقعى كه در بارهى وضع قشون كشور بحث خواهم كرد موكول مىنمايم .
در هيچ كشورى سلسلهمراتب و آداب تشريفات با چنان دقت و وسواسى كه در ايران معمول است اجرا نمىگردد .
نه تنها مقامات لشگرى و كشورى ، بلكه افراد عادى هم به اين اصول پاىبندند . غرور و افادهى ايرانيها به هراندازه كه باشد هرگز يك قدم جلوتر از كسى كه از حيث مقام اجتماعى يا ثروت از آنها بالاتر است برنمىدارند . اين احساس در افراد غيرمنظم قشون چنان ريشه دوانده بود كه مانع برقرارى انضباط و مراعات سلسلهمراتب مىگرديد زيرا اغلب اتفاق مىافتاد كه معين نايبها شخصيتشان بالاتر از بعضى افسران بود و من با زحمت زياد توانستم به آنها بفهمانم كه اين افسران اكنون رييس و ما فوق آنها هستند و بايد به آنها احترام بگزارند . بايد اذعان كنم كه فرمانبردارى ايرانيها و ميل شديد آنها به سپاهيگرى مرا در اين مورد يارى كرد . ولى اين امر موجب محدوديتهايى گشت كه نتوانستم بر آن فايق گردم . بهطور نمونه به شرح يكى از اين موارد مىپردازم : افسران و درجهداران اجازه داشتند كه در غير ساعات خدمت لباس نظامى را از تن درآورند . در اين حال امتيازات اجتماعى با تمام قدرت از سر گرفته مىشد و غالبا افسران ما فوق مجبور بودند در برابر زيردستان خود سرپا بايستند .
هنگامى كه وزيران ، حكام و خوانين وابسته به دربار به نقطهاى دور از محل اقامت دايمى خود سفر مىكنند ، مورد استقبال قرار مىگيرند ، به اين ترتيب كه عدهى كثيرى از مردم تا مسافت معينى به پيشباز آنها مىروند . محل پيشباز هرچهقدر دور تر باشد دليل احترام بيشتر است . حال چنانچه مقام شخصيت تازه وارد والاتر از حاكم باشد شخص حاكم و در غير اين صورت داروغه و ديگر افسران دربار و بيگلربيگيها به
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٩٩