تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
است اما با معنى عبارت « 1 »
( TimeoDanaos EtDonaFerentes )
آشنا است . او غالبا از رفتار بد انگليسيها نسبت به هنديها سخن مىگويد و آنها را عامل انحطاط امپراتورى مغول مىداند . ضمنا از اين ترس دارد كه مبادا آنها همان نفوذ شوم خود را در ايران نيز اعمال نمايند . شايد اين ترس زياد هم بىپايه نباشد ، زيرا سفير چندين‌بار تقاضاى خود را در باره‌ى برقرارى مجدد كارگزارى انگليس در بوشهر ، كه در آن عده‌اى از قواى انگليسى مستقر گردند تكرار نموده است . اين تقاضا كه توليد بدگمانى مىكرد از طرف ايران رد شد زيرا در نقطه‌اى چنين دورافتاده از مركز به آسانى ممكن بود انگليسيها از موقعيت استفاده كنند و از استقلال حكام پشتيبانى نمايند . اعمال عباس ميرزا همانند خصايل او قابل تحسين است . او بر خلاف پدر هرگز بيش از چهار زن اختيار نكرده است و فقط يكى از آنها كه دختر يك تاجر حومه‌ى تبريز است مورد مهر و محبت او مىباشد . عباس ميرزا موقعى كه من ايران را ترك كردم از اين زن دو پسر داشت و با اين‌كه پسر بزرگش به زحمت شش ساله بود در چله‌ى زمستان او را با لباس نازكى بر اسب مىنشاند و همراه خود مىبرد . من كه از سختگيرى وى درباره‌ى تربيت فرزندش متحير بودم روزى نگرانى خود را درباره‌ى سلامت كودك به او اظهار داشتم . شاهزاده در پاسخ گفت او بايد از كوچكى به سختى حرفه‌اى كه شايد تا پايان عمر بدان مشغول خواهد بود ، عادت كند و با تجربه‌ى شخصى خستگى سربازان را به خوبى درك نمايد . عباس ميرزا در سفرهاى جنگى هرگز زن با خود همراه نمىبرد . افسران نيز از فرمانده خود در اين مورد متابعت مىنمايند . شاهزاده به شكار علاقه‌ى فراوان دارد و ايام فراغت را به شكار مىپردازد . حين شكار به روستاها هم سر مىزند تا از حال روستاييان جويا شود و مطمئن
هامش
( 1 ) - از يونانيان حتى هنگامى كه به خدايان نذور مىدهند مىترسم . - م .