اگر پادشاه از صداقت او اطمينان كامل نداشت ، لاجرم دچار سوءظن مىشد . اين اعتماد شاه بسيار بهجا است ، زيرا عباس ميرزا بهترين حامى پدر و محكمترين تكيهگاه تاجوتخت سلطنت است .
اين يك واقعيت است كه عباس ميرزا تا آنجا كه قدرت داشت ، با عقد پيمان اخير صلح با روسيه مخالفت مىورزيد . بايد يادآور شوم كه مخالفتش مبتنى بر دلايل موجهى بود ، زيرا تحمل شرايط سنگين متاركه براى او كه فرماندهى قشون را بر عهده داشت دشوار و تحقيرآميز بود . عباس ميرزا با بصيرت كامل و وسايل بسيارى كه فراهم آورده بود « 2 » اطمينان داشت كه پس از جنگ ديگرى قادر خواهد بود شرايط مناسبترى به دست آورد . البته اين يك اميد بيش نبود . ولى وليعهد نخستين كسى بود كه به درستى و دقت مواد عهدنامهى صلح را اجرا نمود كه مورد اعتراف افسران روسى نيز واقع گرديد .
علاوه بر آن رفتارش نسبت به افسران مزبور نجيبانه و توام با نزاكت بود .
بيم دارم كه اگر بخواهم بيش از اين مراتب ستايش بىغرضانهى خود را كه اين شاهزاده الهامبخش آن بوده است بيان دارم از مطلب بسيار به دور افتم . با اين حال تصور نمىكنم آنچه را كه دربارهى شخصيتى به اين اهميت گفتهام گزافهگويى شمرده شود . بىگفتوگو اگر مشيت الهى مانعى در راه پيشرفت وليعهد قرار ندهد ، عباس ميرزا بانى اصلاحات كشور ايران
هامش
( 2 ) - نقشهى نبرد جديد بسيار عاقلانه طرح گرديده بود . عباس ميرزا در نظر داشت حملات خود را با سپاه بسيار قوى شروع نمايد . علاوه بر قواى منظم تحت فرماندهى خود كه نواقصى نداشت قرار بود شصت هزار تن چريك از بهترين سربازان پادشاه هم در اختيار وى قرار گيرد . براى اين حمله مىتوانست در حدود هفتاد آتشبار فراهم نمايد و علاوه بر آن تعداد قابل ملاحظهاى زنبورك هم در اختيار داشت . اين سلاح كه در جلگه مفيد فايدهاى نيست مىتواند در مناطق كوهستانى مانند قراداغ كه فاقد جاده مىباشد به طرز موثرى مورد استفاده قرار گيرد . در منطقهى قراداغ به علت فقدان جادههاى قابل عبورومرور و وجود درههاى عميق هيچ نوع وسيلهاى كه بتوان آتشبارها را با آن حمل نمود يافت نمىشود و آنچه قابليت حملونقل دارد همين زنبورك است .