پاداش داده باشد . اين عمل تحقيرآميز آنچنان خشم محمد على را برانگيخت كه اگر حضور آغا محمد خان مانع نشده بود انتقام سختى از برادر مىگرفت . با اينكه آغا محمد خان محمد على را مورد بازخواست قرار داد نتوانست اين جوان سركش را رام نمايد و سرانجام به او گفت تو اكنون كودك ناتوانى بيش نيستى اما اگر شاه بودى با برادرت چه مىكردى ؟
كودك گستاخ بىدرنگ پاسخ داد فورا دستور مىدادم كه او را بكشند . آغا محمد خان كه از اين سخن بر سر خشم آمده بود و عواقب بد اين كينهجويى را كه براى ايران بسيار خطرناك بود پيشبينى مىكرد خواست در دم او را خفه كند ولى بنا به التماس مادر بابا خان كه فوق العاده مورد علاقهى او بود از سر خونش درگذشت اما او را يك بار و براى هميشه از خود طرد نمود و اعلام داشت كه قصد دارد مقام سلطنت را به عباس ميرزا تفويض نمايد . فتحعلى شاه هنگام جلوس بر تخت سلطنت اين نظر را تاييد كرد و عباس ميرزا را به عنوان جانشين خود تعيين نمود .
از آن پس عباس ميرزا با عشق فراوان به تمرينهاى سخت از جمله چوگانبازى و شكار مىپرداخت و روزبهروز قويتر مىشد . يك بار به شدت از اسب بر زمين خورد و بحرانى كه در نتيجهى اين حادثه پيش آمد باعث شد كه مدت يك ماهى كه اجبارا در بستر افتاده بود اعضاى بدنش به طور چشمگيرى رشد كند . اما ورزشها مانع نشد كه شاهزاده مطالعهى ادبيات را از ياد ببرد به طورى كه هماكنون به سهولت به چند زبان آسيايى صحبت مىكند و مىنويسد و چنانچه از پيشداوريهاى ملى بيم نمىداشت به آموختن زبانهاى اروپايى هم مىپرداخت . دربارهى او مىگويند كه چون فرنگى شده ، شايستگى نشستن بر اريكهى سلطنت را ندارد . يكى از ايرادهايشان اين است كه عباس ميرزا از هم اكنون چكمهى اروپايى به پا مىكند و اين امر حقيقت دارد .
آغا محمد خان يكى از وزيران خود به نام ميرزا بزرگ را كه
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٧٣