مردى محتاط و سياستمدار برجستهاى است ، به پيشكارى وى برگزيده بود . اين مرد از همان ابتدا رموز مملكتدارى را به او آموخت و در تربيت خصال نيكويش كه امروز او را از ديگران متمايز مىنمايد كوشيد . اين پيرمرد محترم از آن پس هرگز او را ترك نگفت و اينك با عنوان قايممقام سمت نخستوزيرى وى را دارا است . فتحعلى شاه پس از جلوس بر تخت سلطنت عباس ميرزا را كه هنوز جوان كم سنوسالى بود به حكمرانى آذربايجان و فرماندهى جنگ با روسها برگزيد . عباس ميرزا از همان موقع به برترى انضباط و تاكتيك اروپايى پى برد و بر آن شد كه پادشاه را به پذيرفتن آن متقاعد كند .
شكستهاى متعددى كه بر وى وارد مىآمد نه تنها باعث تضعيف روحيهى او نمىگرديد ، بلكه ايستادگيش را در برابر حوادث راسختر مىنمود . او اولين كسى بود كه پس از هر شكست ژنرالهايش را به سبب ناكاميها دلدارى مىداد و مىگفت " هربار كه روسها شكستى بر من وارد مىسازند ندانسته درسى به من مىدهند كه از فراگرفتن آن نفع بيشترى عايدم خواهد شد " . قبل از او پطر كبير گفته بود " سويديها آنقدر مرا شكست خواهند داد تا راز پيروزى بر آنها را بياموزم " . آرى مردان بزرگ حوادث را از يك دريچه مىنگرند .
در ميان چند تن از افسران لايقى كه وابسته به سفارت فرانسه بودند ، سروان مهندسى به نام لامى
( Lami )
بود .
عباس ميرزا نزد او درس رياضيات مىخواند و در اين زمينه پيشرفتهاى سريعى نمود . به دستور وليعهد ، تاليفات نظامى گيبرت
( Guibert )
و نظامنامههاى مانورهاى پيادهنظام را ترجمه كردند . رسم فنى را تا حدودى كه بتواند نقشهى صحيحى بكشد فراگرفت ولى چون درك كرد كه نمىتواند اين فنون را به زيردستان خود بياموزد از اينرو از سروان نامبرده دعوت كرد كه بين افسران شانزده نفر را به عنوان شاگرد انتخاب كند . عباس ميرزا شخصا در سر درس آنها حاضر مىشد و با دقت به سخنان معلم گوش مىداد و با كلمات