پيرو او هستند با مراسم خاصى برگزار مىكنند . فاجعهى قتل امام حسين ( ع ) انگيزهى عزادارى و برگزارى مراسمى توام با صحنهسازى است . اين مراسم اشكهايى را كه از اندوه واقعى سرچشمه مىگيرد سرازير مىكند و پيروان غيور على ( ع ) را كه بر آن ناظر هستند شديدا به هيجان مىآورد .
پيش از ظهر نه روز اول صحنههاى مختلفى از وقايعى كه قبل از پايان غمانگيز حسين ( ع ) اتفاق افتاده است نمايش داده مىشود . چون جزييات اين مراسم براى خارجيها چندان جالب نيست و ممكن است موجب شود كه از موضوع خارج شوم از اينرو فقط به ذكر اين نكته اكتفا مىكنم كه در تمام اين مدت نه روز جز صداى شيون و فرياد كه با اسم حسين ( ع ) درهم است چيز ديگرى به گوش نمىرسد . بعضيها كه بيش از ديگران از خود بىخود هستند در حالى كه لباسهاى پارهپاره بر تن دارند در دستههاى چهل پنجاه نفرى از كوچهها عبور مىكنند و فرياد يا حسين مىكشند . صورت آنها پوشيده از خون است . آنها با قمه به بازو و سينهى خود ضربههايى وارد مىكنند و زخمهاى عميقى به وجود مىآورند كه غالبا خطرناكند .
اين صحنههاى مهيج در كوچهها ، ميادين عمومى و در منازل دولتمندان نمايش داده مىشود . نمايشها در حضور شاه ابهت بيشترى دارد اما مهمترين مرحلهى نمايش كه در روز دهم يعنى روز فاجعه به روى صحنه مىآيد از همه شگفتانگيزتر و جالبتر است . يكى از درباريان ايفاى نقش حسين ( ع ) را بر عهده مىگيرد و در دنبال او سوارانى به تعداد آنهايى كه حسين را به هنگام عزيمت به كوفه همراهى كرده بودند به ميدان مىآيند . ناگهان به وسيلهى عبيد ، كه چند هزار سپاهى زير فرمان دارد غافلگير مىشوند ، اما حسين ( ع ) كه حاضر به تسليم نيست با همراهان ناچيز خود دلاورانه مىجنگد ولى
هامش
به طور كاملا پنهانى روانهى كوفه گرديد ولى در راه به عبيد سردار يزيد برخورد كرد . عبيد با ده هزار سوار حسين ( ع ) و همراهان را محاصره كرد . در اين نبرد پس از آنكه همگى دلاورانه جنگيدند بالاخره در برابر خيل دشمنان تا نفر آخر به قتل رسيدند .