روسيه هم مرسوم است و فقط برخى افراد طبقات بالا هستند كه خود را تا اين اندازه مقيد نمىدانند .
از آنجا كه نمىخواستم شرح وظايف اين پيرزن را نيمهتمام بگذارم زودتر دربارهى آن توضيح دادم و اكنون به شرح وقايعى كه قبل از اين جريانات رخ مىدهد ، مىپردازم . قبلا گفتم كه راضى كردن زن به رفتن به حجله كار بسيار مشكلى است اما اين كشمكش در مقام مقايسه با آنچه بعدا اتفاق مىافتد ، ناچيز است . براى اينكه داماد بتواند عروس را وادار كند كه زيرجامهى لعنتى را كه مانع انجام نيتش مىباشد درآورد بايد خيلى كوشش كند و از اينرو داماد در دفعهى اول به مباشرت اين مرحلهى اساسى كه تصرف زن باشد دست نمىيابد . ممكن است تصور شود كه پس از تمام اين جريانات كليهى اشكالات بر طرف شده ، در صورتى كه چنين نيست . اشكال ديگرى هم هست كه در اروپا به ندرت پيش مىآيد و آن عبارت از مشكل عمل كامل زفاف است كه اجراى آن به درازا مىكشد ، به طورى كه عموما هفتهها و حتى ماهها مىگذرد تا كار به پايان برسد .
بايد متذكر شد كه حتى در آن موقع هم عرف و مذهب مانع كام گرفتن كامل داماد است زيرا قبل از سه شبانهروز تمام نمىتواند مجددا به زنش نزديك گردد . اين عمل خارق العاده را ايرانيها اينطور توجيه مىكنند كه اگر زن در اين لحظه آبستن شود بچهاى كه به وجود مىآيد از خون است . اين نوع استدلال از جانب چنين ملت زيركى واقعا تعجبآور است .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١١٢