مادرش برمىگردانند . ولى در چنين مواردى داماد بايد از مهريه ، جواهرات و اشيايى كه به عروس داده ، چشمپوشى كند . اين قبيل رويدادها امروز تا اندازهاى نادر است زيرا كمتر اشخاصى پيدا مىشوند كه به طريقى قبلا دختر را نديده باشند . ديدارها از راه نيرنگ و يا با قرار قبلى صورت مىگيرد .
به اين ترتيب كه پيرزنها كه نقش واسطه را دارند خواستگار را در جاى خلوتى پنهان مىكنند و دختر كه از زيبايى خود اطمينان دارد به صورت ظاهر به طور اتفاقى روى خود را باز مىكند .
چنانچه برعكس عروس مورد پسند واقع شود تازهداماد در كنار وى مىنشيند و به او اطمينان مىدهد كه تا آخر عمر دوستش خواهد داشت . سپس از خانمهايى كه به همراه عروس آمدهاند تشكر مىكند . خانمها كه مىبينند زن و شوهر به خوبى با هم سازش دارند به زودى آنها را تنها مىگذارند .
كنيزها پس از مرتب كردن حجله خارج مىشوند و فقط آنكه بين آنها از همه مسنتر است مىماند تا براى راضى كردن عروس به انجام زفاف به داماد كمك كند . راضى كردن عروس كار بسيار مشكلى است و غالبا ساعتها طول مىكشد تا با خواهش و تمناى زياد به اشكال به آن تن دردهد . از نظر ايرانيها شتاب در برآوردن دلخواه داماد نوعى سبكى و جلفى محسوب مىشود و از اينرو بعضى اوقات عروسها ماهها به آن رضايت نمىدهند .
كنيز سالخورده نخست پارچهى بزرگ سفيدى بر روى دوشك پهن مىكند . اين پارچه كه گواهى عفت دختر است به خانوادهى عروس برگردانده مىشود . كنيز مزبور سپس در خارج اتاق خواب مىماند تا آنچه را كه در آنجا مىگذرد بشنود و به مجرد اينكه اطمينان پيدا كرد عمل زفاف انجام شده ، وارد اتاق مىشود و پارچهاى را كه در آنجا گسترده از زير عروس و داماد بيرون مىكشد و فورا و بدون توجه به ساعت آن را نزد پدر و مادر عروس مىبرد كه چون نشانهى پاكدامنى دخترشان مىباشد آن را با غرور از او مىگيرند . اين آداب كه از دوران باستان باقى مانده ، در سراسر آسيا و حتى در
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١١١