در اين نامهها خيلى چيزها طلب مىكنند ولى به كمش هم راضى هستند و در صورتى كه تقاضاهايشان كلا رد نشود غالبا احساس خوشبختى مىنمايند . با وجود اين ، چنانچه دختر در مورد تقاضاى خود پافشارى كند نامزد تمام آنچه را كه او خواسته است مىدهد ولى در موقع ورود به حرمسرا همه را از او پس مىگيرد . عروسها در اين موقعيت جرات مقاومت ندارند زيرا نمىتوانند رسوايى پس فرستاده شدن را بيازمايند .
در روز عقدكنان داماد همراه پدر و مادرش با يك آخوند به منزل عروس مىروند . آخوند از عروس كه در پشت پردهى زنبورى در اتاق مجاور نشسته ، از نظرها پنهان است ، پرسش مىكند آيا حاضر است مردى را كه در مقابل خود مىبيند به شوهرى قبول كند ؟ پس از دريافت جواب مثبت عين همين پرسش را از داماد مىكند با اين تفاوت كه داماد شخصى را كه راضى به ازدواج با او است نمىبيند . پس از قبول داماد آخوند به خواندن ادعيهى خاص زناشويى مىپردازد و به اين ترتيب تشريفات پايان مىگيرد . در اين موقع داماد روزى را كه دنبال عروس خواهد فرستاد تعيين مىنمايد . معمولا اين امر پيش از يك ماه صورت نمىگيرد . در روز موعود داماد كليهى دوستانش را كه عدهى آنها به صد تا صد و پنجاه نفر مىرسد و همگى كاملا مسلح و سوار بر اسب هستند جمع مىكند . چند نفر از زنها هم سوار بر اسب مىشوند و اسبى را كه براى عروس به طرزى باشكوه زين و برگ شده ، با خود مىبرند . دستهى سواران در حالى كه مطربها ، آوازخوانها و رقصندگان در جلو در حركت هستند دو ساعت قبل از غروب آفتاب راه خانهى عروس را پيش مىگيرند و در طول راه چندين بار دستهجمعى شليك مىكنند . به مجرد رسيدن به خانهى عروس داماد وارد خانه مىشود و همهجا به دنبال عروس مىگردد . عروس طبق آداب و رسوم بايد كاملا خود را مخفى نمايد ولى داماد بالاخره او را در حالى كه صورتش پوشيده است پيدا مىكند . در اين موقع نوعى كشمكش آغاز مىگردد و داماد كه مىخواهد عروس را با خود ببرد با امتناع وى مواجه مىشود . هرچه بيشتر داماد عروس را تحت
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٠٩