هردهكدهى مسلماننشين رييسى به نام كدخدا و دهكدههاى مسيحىنشين رييسى به نام مالك دارد . كدخداها و مالكها مسوول پرداخت عوايد سالانهى دهات به صاحبملك و پادشاه مىباشند . كوچكترين دهكده و به عبارت ديگر هيچ دهكدهاى وجود ندارد كه عوايد سالانهاش كلا نقدى پرداخت شود . غالبا اين عوايد جنسى از طريق محصولات زمينى مانند گندم ، جو و پنبه پرداخت مىگردد . ضمنا برخى از رعايا كه به زراعت محصولات ديگرى اشتغال دارند بايد مبالغ معينى نقدا بپردازند . براى روشن شدن مطلب روستايى را كه از دويست خانوار تشكيل شده ، سالانه 1800 خروار غله ( يك خروار معادل ششصد ليور ) و پانصد باتمان يا من ( يك باتمان يا من معادل شش ليور ) پنبه محصول دارد در نظر بگيريم . در قراردادى كه يك نسخهى آن نزد كدخدا است ميزان سهم مالكانه و مالياتى كه به دولت بايد پرداخت شود معلوم گرديده است . اگر از اين بابت مثلا دويست من پنبه و ششصد خروار غله مقرر شده باشد ، حق ارباب و ماليات دولت به نسبت محصول هر خانوار بين رعايا سرشكن مىشود به طورى كه اگر زمين يكى از رعايا محصول كمترى داشته باشد به نسبت برداشتش مقدار كمترى تحويل مىدهد و آنهايى كه محصولشان خوب بوده است ، بايد كسرى را جبران كنند . اگر محصول غله آنقدر كم باشد كه مجموعا به 1800 خروار نرسد ، ارباب از مطالباتش مىكاهد و به همين ترتيب هم نسبت به پنبه و ماليات نقدى عمل مىكند .
براى توضيح اين نكته بايد توجه داشت كه در ايران اراضى مزروعى بر حسب تعداد افراد خانوادهها تقسيمبندى مىشود . بعضى اوقات رعيت به اين بهانه كه نمىتواند همهى زمين را كشت نمايد قسمتى از آن را به مالك واگذار مىنمايد و مالك هم با اين امر موافقت مىكند زيرا مطمئن است كه كليهى زمينها زير كشت خواهد رفت .
هر دهكده علاوه بر پرداخت حقوق عادى بايد تعدادى پرنده ، مقدارى كره ، سرشير ، خربزه و طالبى ، هيزم و چوب براى خانهى ارباب و كاه براى عليق اسبهايش تحويل بدهد .
همچنين ارباب مىتواند در تمام مدت سال به استثناى فصل
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٠٤