درو تعدادى كارگر كه براى امور مختلف مورد احتياج وى باشد خواستار شود . حق مطالبهى بيگارى غالبا بىعدالتيهاى آشكارى را به دنبال دارد زيرا در مواقعى كه به دليل رويدادهاى ناگوار رعايا نتوانسته باشند حقوق مقرر را تماما پرداخت نمايند ارباب مىتواند مطالبهى تعداد زيادترى كارگر بنمايد و رعايا براى اينكه از كارى كه به آنها تحميل مىشود ، رهايى يابند ، به عنوان پيشكشى معادل آنچه را كه از اجارهى سالانهى ارباب كسر شده است تقديم مىدارند .
بزرگان تراز اول هريك مالك چند روستا مىباشند و بين آنها اشخاصى وجود دارد كه صاحب صد پارچه آبادى هستند .
ولى نبايد تصور كرد كه همهى دهكدهها به يك اندازه حاصلخيز و پردرآمد هستند . حاصلخيز بودن زمين بستگى به مقدار آب آن دارد مثلا يك روستاى ششصد خانوارى به دليل كمآبى به زحمت دويست خروار سهم مالكانه مىدهد در صورتى كه روستاى ديگرى كه بين چهل تا پنجاه خانوار رعيت دارد ممكن است بيش از چهارصد خروار بدهد . باور كردنى نيست كه بعضى حكام آزمند براى استفاده از آب نهرها و رودخانههاى مجاور حقى از رعايا دريافت مىكنند كه اين هم نوعى تعدى و ستمگرى است . رعايا حتى در قلمرو خود از اين زورگويى در امان نيستند . بهترين دهكدههايى كه مورد علاقهى ايرانيها است ، رعاياى آنها مسيحى هستند از قبيل كلدانيها ، نسطوريها و ارامنه زيرا كه مسيحيها درخت مو مىكارند و شراب درست مىكنند و اين چيزى است كه مسلمانها جرات آن را ندارند . موقعى كه ارباب بخواهد ميگسارى كند با دوستان خود به اين قبيل املاك مىرود و چون در محلى كه به ساكنين آن اجازهى شرابخوارى داده شده ، كسى كارى به كارشان ندارد ، دهكدههاى مزبور مىتوانند محل آسوده و امنى براى خوشگذرانى باشند . علاوه بر اين مسيحيها كارگران خوب و ماهرى هستند و غالبا به رشتهاى از تجارت اشتغال دارند .
از اينرو ، به ندرت بازارى مىتوان يافت كه نيمى از دكانداران ارمنى و يكچهارم يهودى نباشند . يهوديها اغلب به حرفههاى پستترى تن درمىدهند .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٠٥