تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
اغذونى « 1 » كه به سال 250 درگذشت . او مدعى بود كه از فرزندان احنف بن قيس است ، ولى مداينى گويد : احنف قيس فرزندى جز بحر نداشت ، او نيز بىفرزند بود .

اغرّان

( ا غ ر را ) : تثنيت اغرّ . نام دو كوه شن در بيابان است . راجز چنين سروده است :
[ و قد قطعنا الرّمل غير حبلين * حبلى زرود و كذا الاغرين « 2 » ]

اغرّ

( ا غ ر ر ) : بطن الاغر ، ميان خزيميه و واجفر در كنار راه كوفه به مكه در سه ميلى خزيميه است كه يك حوض و چند اطاق و يك دژ دارد . در كتاب « لصوص » است كه : [ اغرّ يك ابرق سفيد در پيرامن علمين پائين در سمت خاور است ، و در سمت قبلهء آن شوره‌زارى است . ] شاعر گويد :
[ فيا ربّ بارك فى الاغرّ و ملحه * و ماء السّباخ اذ علا القطران « 3 » ]
طهمان نيز گويد :
[ سقيا لمرتبع توارثه البلى * بين الاغرّ و بين سود العاقر
لعبت بها عصف الرّياح فلم تدع * الّا رواسى مثل عشّ الطّائر « 4 » ]
نصر گويد : [ « اغر » كوهى است در سرزمين طى كه در آن آبى است كه نخلستانش را سيراب كند و آن را « منتهب » نامند و سر اين كوه سپيد است . ]

اغزون

( ا ) : ديهى از بخارا است . از آنجا است بو عبد الله عبد الواحد پسر محمد پسر عبد الله پسر ايمن پسر عبد الله پسر مرّه پسر احنف پسر قيس اغزونى « 5 » نياى بو عبد الرحمن حاشد « 6 » ياد شده در بالا در واژهء « اغذون » با ذال نقطه‌دار . او در پيرامن سال 200 ه . درگذشت . بو سعد ( سمعانى ) هر دو را با هم آورده است زيرا كه نتوانسته بود درست بودن يكى را تشخيص دهد . [ 320 ]

اغمات

( ا ) : ناحيتى در سرزمين برير در كشور مغرب نزديك مراكش است ، و آن ، دو شهر رو به روى يكديگر است و پربركتند . پس از آن در سمت درياى محيط ، سوس دور ، در چهار مرحلگى آن ، جا دارد « سجلماسه » در سوى درياى مغرب در هشت مرحلگى آن است . گويند در مغرب شهرى پربركت‌تر و زرخيزتر كه بيش از آن روستا داشته باشد نيست . ميوه‌هاى سردسير و گرمسير دارد . مردم آنجا دو گروهند ، گروهى را « موسويان » نامند كه پيروان « ابن ورصند » و بسيار خشك و بىرحم هستند ، ديگرى مالكيان قشرگرا . ميان اين دو ، جنگ هميشگى است ، هر گروه براى خود در مسجد جداگانه به تنهايى نمازگزارند . اين سخن ابن حوقل بازرگان موصلى در كتابش مىباشد كه در سال سيصد و اندى پس از هجرت آنجا را ديد و اكنون نمىدانم چگونه باشد ، دولتهايى چند ، آن را دست به دست داده‌اند ، دولت « ملثّمان » كه در ديندارى سختگير بودند ، سپس عبد المؤمن و فرزندانش كه براى خود قانونى را پياده مىكردند و چنين رفتارها در برابرش ايستادگى نداشت .
هامش
( 1 ) . ش . ش : 773 . ( 2 ) . [ از شن‌زار به جز دو حبل « زرود » و به جز « اغران » گذشته‌ايم . ] ( 3 ) . [ خدايا مبارك دار « اغر » و شوره‌زار آن را . ] ( 4 ) . [ سيراب باد خانه‌هايى كه در ميان « اغر » و « سود العاقر » ويران شده است . وزش باد آن را فرسوده و چون لانهء پرندگانش ساخته است . ] ( 5 ) . ش . ش : 1802 . ( 6 ) . ش . ش : 773 .