تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
پيمان حذيفهء يمان « 1 » با مردم نهاوند ، با ايشان ببست . پس براء بر قزوين تاخت و آن را بگشود . ميان ابهر و زنجان پانزده فرسنگ است و از آنجا تا قزوين دوازده فرسنگ باشد . بسيارى از دانشمندان و فقيهان مالكى بدانجا منسوبند كه بر مذهب مالك بن انس بودند . از ايشانند : 1 ) ابو بكر محمد پسر عبد اللّه بن محمد بن صالح « 2 » بن عمر بن حفص بن عمر بن مصعب بن زبير بن سعد بن كعب بن عبّاد بن نزّال بن مرّة بن عبيد بن حارث و اين همان مقاعش پسر عمر پسر كعب پسر سعد پسر زيد مناه پسر تميم است كه به ابهرى تميمى مالكى شناخته شود . فقيهى بود كه از ابن عروبهء حرّانى و محمد پسر عمر باغندى و محمد پسر حسين اشنانى و عبد اللّه پسر زيدان كوفى و ابو بكر پسر ابو داود و ديگران روايت مىكرد . نگارشهايى بر مذهب مالك دارد و پيشواى اين گروه به شمار است ، عابد و پرهيزكار بود . او را براى دادرسى در بغداد خواستند ، نپذيرفت . ابراهيم پسر مخلّد [ 106 ] و پسرش اسحاق بن ابراهيم و بوبكر برقانى و بو القاسم تنوخى و بومحمد جوهرى و جز ايشان از وى روايت دارند . در 289 ه . بزاد و در 375 درگذشت . 2 ) بوبكر محمد پسر طاهر « 3 » كه عبد اللّه بن طاهرش نيز گويند و اين معروفتر باشد . يكى از پيران صوفى ، همروزگار شبلى بود ، كه هم در علوم ظاهرى سخن مىگفت و هم از دانش طريقت و حقيقت آگاه و نزد همگان مقبول بود . وى حديث بسيار نوشت و روايت كرد . 3 ) سعيد پسر جابر « 4 » از ياران جنيد و همروزگار شبلى . ابو عبد الرحمن سلمى گويد : [ او از همپايگان محمد پسر عيسا بوده است ] . 4 ) خود اين محمد عيساى ابهرى « 5 » نيز از آنجا است . در قزوين به امر به معروف و نهى از منكر مىپرداخت . كنيتش بو عبد اللّه و به صفّار معروف بود و با بو عبد اللّه زرّاد هميارى مىكرد ، سلمى او را نيز ياد كرده است . 5 ) عبد الواحد پسر حسن پسر محمد پسر خلف مقرى ابهرى « 6 » بونصر ، كه از دارقطنى « 7 » روايت مىكند ، يحيا پسر منده ( مانده ) گويد : [ او به سال 443 به اصفهان آمد و گروهى از همشهريان من از گفتهء او حديث نوشتند . ] 6 ) بوعلى حسين پسر عبد الرّزّاق پسر حسين ابهرى « 8 » قاضى ، از بو الفرج عبد الحميد پسر حسن پسر محمد برشنود . استاد ما و ديگران از وى روايت مىكنند . ابهر نيز شهركى از بخشهاى اصفهان است كسانى جز يادشدگان در بالا بدان منسوبند مانند :
هامش
( 1 ) . ياقوت در واژهء « ماه دينار » گويد : مالك ( فئودال ) منطقه كه « دينار » نام داشت به دست حذيفه اسير شد و جان خود را به بهاى تسليم كردن شهر و پرداخت گزيت خريدارى كرد . ( 2 ) . ش . ش : 2726 . ( 3 ) . ش . ش : 2654 . ( 4 ) . ش . ش : 1177 . ( 5 ) . ش . ش : 2851 . ( 6 ) . ش . ش : 1794 . ( 7 ) . على پسر عمر ( 306 - 385 ) بو الحسن . در دارقطن از بخشهاى بغداد بزاد و به ابن حنزابه جعفر بن فرات وزير ملك اخشيد در نگارش كمك مىكرد . كتاب « سنن » او چاپ شده است و ياقوت در اين معجم 36 جا از كتابهاى او نقل مىنمايد ، براى زندگينامهء او و مصادر آن ، ن . ك شبسترى . ش 1999 . ( 8 ) . ش . ش : 938 .