تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
المؤمنين إلى معاوية بن أبي سفيان أمّا بعد فقد علمت إعذاري فيكم ) عثمان را در زمان حيات فراوان اندرز دادم و تلاش كردم كه او را از اشتباهاتش بازدارم و پس از محاصره خانه‌اش نيز خود و فرزندانم حسن و حسين به دفاع از او برخواستيم . ( و اعراضي عنكم ) از توهين‌ها و بىادبىهاى فراوان شما نسبت به خود و ديگران درگذشتم . ( حتّى كان ما لابدّ منه ) حادثه قتل عثمان سرانجام رخ داد . ( و لا دفع له ) صحابه در بيعت با من بر خلافت اجماع كردند و عموم مسلمانان نيز با آنان بودند و تنها تعداد اندكى راه ديگر گزيدند . تو مىدانى كه من در آغاز نپذيرفتم و به آنان گفتم : « مرا واگذاريد و ديگرى را به دست آريد ، زيرا ما به استقبال حوادث و امورى مىرويم كه رنگارنگ و فتنه‌آميز است و چهره‌هاى گوناگون دارد و دل‌ها بر اين بيعت ثابت و عقل‌ها بر اين پيمان ، استوار نمىماند چهره افق حقيقت را ابرهاى تيره فساد گرفته ، و راه مستقيم حق ناشناخته ماند . آگاه باشيد ، اگر دعوت شما را بپذيرم ، براساس آن‌چه كه مىدانم با شما رفتار مىكنم و به گفتار اين و آن ، و سرزنش سرزنش كنندگان گوش فرانمىدهم . اگر مرا رها كنيد چون يكى از شما هستم كه شايد شنواتر ، و مطيع‌تر از شما نسبت به رييس حكومت باشم ، درحالىكه من وزير و مشاورتان باشم بهتر است كه امير و رهبر شما گردم . » « 1 »
هامش
( 1 ) . « دعوني و التمسوا غيري فإنّا مستقبلون أمرا له وجوه و ألوان لا تقوم له القلوب و لا تثبت عليه العقول و إنّ الآفاق قد أغامت و المحجّة قد تنكّرت و اعلموا أنّي إن أجبتكم ركبت بكم ما أعلم و لم أصغ إلى قول القائل و عتب العاتب و إن تركتموني فأنا كأحدكم و لعلّي أسمعكم و أطوعكم لمن ولّيتموه أمركم و أنا لكم وزيرا خير لكم منّي أميرا » نهج البلاغه : خطبه 92 .