شدن شيطان و برانگيخته شدن فتنههاست و به افراد پايينتر از خود توجه داشته باش كه راه شكرگزارى تو در آن است . در روز جمعه پيش از نماز مسافرت مكن ؛ جز براى جهاد در راه خدا و يا كارى كه از انجام آن ناچارى .
در همه كارهايت خدا را اطاعت كن كه اطاعت خدا از همه چيز برتر است .
نفس خود را در واداشتن به عبادت فريب ده و با آن مدارا كن و به زور و اكراه بر چيزى مجبورش نساز و در وقت فراغت و نشاط به كارش گير ؛ جز در آنچه كه بر تو واجب است و بايد آن را در وقت خاص خودش به جا آورى . بپرهيز از آنكه مرگ تو فرارسد ؛ درحالىكه از پروردگارت گريزان و در دنياپرستى غرق باشى . از همنشينى با فاسقان بپرهيز كه شر به شر مىپيوندد . خدا را گرامى دار و دوستان خدا را دوست شمار و از خشم بپرهيز كه لشگر بزرگ شيطان است . با درود .
واژهشناسى
التقدمة : فداكارى و از خودگذشتگى .
يفيل : اشتباه و سستى مىكند .
معاريض : جمع « معراض » به معناى نوعى سلاح است . در اينجا به معناى هرگونه ضرر و زيان به كار رفته است .
عفوها : فراغت از آن .
آبق : فرارى .
ساختار ادبى
تقدمة : تمييز است .