تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
زيان تو است . چون فرستاده من پيش تو آيد ، دامن همّت به كمر زن ، كمرت را براى جنگ محكم ببند و از سوراخ خود بيرون آى و مردم را براى جنگ بسيج كن . اگر حق را در من ديدى ، بپذير و اگر دو دل ماندى كناره گير . به خدا سوگند هرجا كه باشى ، تو را بياورند و به حال خويش رها نكنند تا گوشت و استخوان و تر و خشكت درهم ريزد و در كنار زدنت از حكومت شتاب كنند . چنان‌كه از پيش روى خود همان‌گونه بترسى كه از پشت سرت هراسناكى . حوادث جارى كشور آن‌چنان آسان نيست كه تو فكر مىكنى ؛ بلكه حادثه بسيار بزرگى است كه بايد بر مركبش سوار شد و سختىهاى آن را هموار كرد و پيمودن راه‌هاى سخت و كوهستانى آن را آسان كرد . پس فكرت را به كار گير و مالك كار خويش باش و سهم و بهره‌ات را بردار . اگر همراهى با ما را خوش ندارى كناره گير ؛ بىآن‌كه مورد ستايش قرار گيرى يا رستگار شوى كه سزاوار است تو در خواب باشى و ديگران مسئوليّت‌هاى تو را بر آورند و از تو نپرسند كه كجا هستى و به كجا رفته‌اى . به خدا سوگند اين راه حق است و به دست مرد حق انجام مىگيرد و باكى ندارم كه خدانشناسان چه مىكنند . با درود .

واژه‌شناسى

جحرك : لانه . اندب : فرابخوان . حقّقت : تصميم گرفتى و عزم كردى . تفشلت : هراسيدى و زمين‌گير شدى . الخاثر : ماست .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 559 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى