تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
از كشندگان عثمان هستيم . امام در يكى از خطبه‌هايش از اين واقعه ياد كرده و مىگويد : « قدرت اجراى آن را چگونه به دست آورم ؟ آنان با سازوبرگ و نيرو به راه افتادند ، بر ما تسلّط دارند و ما بر آنها قدرتى نداريم . هم‌اكنون بردگان شما با آنها مىجوشند و باديه‌نشينان اطراف شما به آنها پيوسته‌اند . » « 1 » عقاد در كتاب « عبقرية الامام » در فصل « سياسته » به بهترين شكل در اين‌باره بحث كرده است . ( فقالوا بل نداويه بالمكابرة فأبوا حتّى جنحت الحرب و ركدت . . . ) آنان را به هميارى و همبستگى بر محور حق فراخوانده و آنان جز راه جنگ را برنگزيدند و ما را وادار به پذيرفتن آن كردند و آن‌گاه چون جنگ ، آنان را از پا افكند ، آنان قرآن بر سر نيزه كرده و خواهان عدل و انصاف شدند . ( أجابوا عند ذلك إلى الّذي دعوناهم إليه فأجبناهم إلى ما دعوا . . . ) بديهى است كه تنها راه عدل و انصاف آن است كه معاويه با ديگر مسلمانان در بيعت امام در آيد و آن‌گاه از او درخواست قصاص قاتلان عثمان را كند . ( فمن تمّ على ذلك منهم ) هركس از آنان راه حق را در پيش گيرد و از نيرنگ و فريب خويش بپرهيزد ، خداوند او را از هلاكت بازمىدارد . ( فهو الّذي أنقذه اللّه من الهلكة ) حكم كلى نسبت به فريبكارى و خيانت‌گرى همه افراد گروه ، حزب و ملتى نادرست و ناشايست است ؛ چرا كه بسيارى از افراد در بين آنان ، فريب رهبرانشان را خورده و سوء نيت ندارند . ازاين‌رو پس از آشكار شدن خيانت رهبران ، بسيارى از پيروانشان از آنان دست كشيده و به راه راست مىگرايند . معاويه نيز به هنگام برافراشتن قرآن‌ها به نيزه‌ها كاملا
هامش
( 1 ) . « كيف لي بقوّة و القوم المجلبون على حدّ شوكتهم يملكوننا و لا نملكهم و هاهم هؤلاء قد ثارت معهم عبدانكم و التفّت إليهم أعرابكم » نهج البلاغه : خطبه 168 .