خود را درحالىكه اميدوار به پاداش الهى بوده و از كيفر او هراسناكى ، به انجام آنچه خداوند بر تو واجب گردانيده است ، وادار ساز . و بدان كه دنيا سراى آزمايش است و دنياپرست ساعتى در آن نمىآسايد جز آنكه در روز قيامت از آن افسوس مىخورد ، و هرگز چيزى تو را از حق بىنياز نمىگرداند . و از جمله حقّى كه بر توست آنكه نفس خويش را نگهبان باشى ، و به اندازه توان در امور رعيّت تلاش كنى ، زيرا آنچه در اين راه نصيب تو مىشود ، برتر از آن است كه از نيروى بدنى خود از دست مىدهى .
با درود .
واژهشناسى
اختلف هواه : بر حالتى ثابتقدم و استوار نيست .
ما تنكر امثاله : كارهايى كه انجام آن را از ديگران نمىپسندى .
يفرغ صاحبها : انسان تنبل و بىكار .
يصل اليك : پاداشى كه از كار نيك به تو مىرسد .
يصل بك : كار نيكى كه بر آن پاداش داده مىشود .
ساختار ادبى
كثيرا : صفت براى مفعول مطلق محذوف و در اصل چنين بوده است :
« منعا كثيرا » .
راجيا : حال است .
ثوابه : مفعول « راجيا » است .
قطّ : ظرف زمان است كه همه زمان گذشته را شامل مىشود و تنها در موارد نفى به كار مىرود .