( فإن شكوا ثقلا أو علّة أو انقطاع شرب أو بالّة . . . رفقك بهم ) ضمير جمع در فعل « شكوا » به رعيت بازميگردد . واژه « ثقل » به معناى ماليات و عوارض است . امام مىفرمايد كه كشاورزى ممكن است دچار آفات و آسيبهايى مانند خشكسالى ، حشرات موذى ، خرابى محصول و . . . شود و براى همين در صورت شكايت مردم از چنين آفاتى ، حاكم بايد همه تلاش خود را براى كمك به آنها و كاستن از مالياتها و يا حذف آنها انجام دهد . حاكم بنا به مصلحت و شرايط به يكى از كارهاى فوق و يا همه آنها دست مىزند . اين كار بدون شك سبب مىشود مردم به حاكمان اعتماد كرده و نسبت به حكومت وفادار باشند . امروزه بسيارى از دولتها بودجههايى براى رسيدگى به حوادث غير مترقبه اختصاص مىدهند .
( فربّما حدث من الأمور ما إذا عوّلت فيه عليهم من بعد احتملوه طيّبة أنفسهم به ) خوشرفتارى زمامداران با مردم خود سبب افزايش نيروى حكومت در برخورد با بيگانگان مىشود و بدرفتارى آنان سبب اعتراض و شورش مردم عليهشان مىشود . از اينرو امام با تأكيد فراوان از رسيدگى به امور مردم و محبت به آنها ياد مىكند تا سربازانى در اختيار دولت و قلعهاى محكم در محافظت از آن گردند . ( فإنّ العمران محتمل ما حمّلته ) منظور از آبادانى در اين بند ، برقرارى عدالت و امنيت و افزايش توليد است . هرگاه دولت بتواند اين سه عنصر را فراهم آورد ، مردم نسبت به آن اعتماد يافته و با همه وجود به دفاع از آن برمىخيزند . در غير اين صورت ، افراد خود را در سرزمين خود ، غريب و بيگانه خواهند يافت . ( و إنّما يؤتى خراب الأرض من إعواز أهلها . . . ) زمين يكى از منابع توليد است . بهرهورى از زمين با كار و تلاش و به كار
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 452
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٥٢