( و ليكن نظرك في عمارة الأرض أبلغ من نظرك في استجلاب الخراج ) زندگى اجتماعى بدون وجود اعتماد متقابل بين زمامداران و رعيت استوار نمىشود .
مردم هنگامى به زمامدارانشان اعتماد و اطمينان مىكنند كه آنان را در حال تلاش براى افزايش توليد و ثروت عمومى جامعه و بهبود درآمدهاى همه افراد ببينند . يكى از منابع اصلى تأمين ثروت بهويژه در گذشته ، زمين بوده است . زمين در گذشته براى كشاورزى به كار گرفته مىشد و بهرهبردارى از آن بدون تلاش و به كارگيرى ابزارآلات ميسر نبود . امام به آبادانى زمين سفارش مىكند تا توليد رو به افزايش گراييده و بازارها شكوفاتر گشته و وضعيت عمومى جامعه بهبود يابد . بنابراين عمل به توصيه مذكور در نهايت به گسترش عدالت و مساوات بين همه افراد جامعه مىانجامد .
( و من طلب الخراج به غير عمارة أخرب البلاد و أهلك العباد ) ماليات و عوارض بهطور دلبخواهى و براساس سليقه حاكمان تعيين نمىشود ؛ بلكه اندازه آن در متون فقهى تعيين شده و در صورت عدم تعيين ، برمبناى مصلحت و نياز ضرورى دولت گرفته مىشود . اگر حاكمان تنها به گردآورى اين اموال مشغول گشته و از آبادانى زمين و رسيدگى به رعيت روىگردانند ، در اين صورت كار دولت را بسان تجارتى ساختهاند كه از آن قصد سودجويى شخصى دارند و در نتيجه ، دولت رو به خرابى و ويرانى گذاشته و آشفتگى همه جا را فرامىگيرد . براى نمونه در برخى دورههاى امپراطورى عثمانى گاه برخى صاحبان زمين به دليل ناتوانى از پرداخت ماليات از زمين خود دست كشيده و آن را رها مىساختند .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٥١