مردم را زياد مىكند . همانا ويرانى زمين به جهت تنگدستى كشاورزان است ، و تنگدستى كشاورزان ، به جهت غارت اموال از طرف زمامدارانى است كه به آينده حكومتشان اعتماد ندارند ، و از تاريخ گذشتگان عبرت نمىگيرند .
واژهشناسى
العلة : آفت گياهان اعم از حشرات زيانبار و بيمارىهاى گياهى .
انقطاع شرب : آبيارى از هرراهى ناممكن گشته است .
البالّة : هرچيزى كه سطح زمين را خيس مىكند .
احالة الارض : وضع زمينى نسبت به گذشتهاش تغيير يافته است .
المؤونة : نفقه .
تبجحك : شادى تو .
معتمدا : تكيهكننده .
اجماحك : آسايش تو .
ساختار ادبى
قليلا : صفت براى موصوف محذوف است : « زمنا قليلا » .
معتمدا : حال است .
فضل : مفعول براى « معتمدا » است .
الثقة : عطف بر « فضل » شده است .
فربّما : « ربّ » حرف جر است و « ما » از نوع كافة بوده و مانع عمل « ربّ » شده است .
طيبة انفسهم : منصوب به نزع خافض است : « من طيبة انفسهم » .