تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
خيرخواه مردم و امين و وفادار باشد و نيز بايد حليم و بردبار بوده و عذر اهل تقصير را بپذيرد و به ضعيفان رحم كند و بر قدرتمندان سخت گيرد تا به ستمكارى نگرايند . ( و ممّن لا يثيره العنف ) او بايد به هنگام شنيدن سخنان تند و سخت ، بردبارى كرده و در پيامدهاى كارهايش تدبّر كند و به مقتضاى عقل و خرد عمل كند . ( و لا يقعد به الضّعف ) سكوت او از روى ناتوانى نيست ؛ بلكه مقتضاى حكمت و تدبّر است . نرم‌خويى او نيز از روى سستى نيست و سختگيرى او نيز همراه با خشونت و تجاوز نيست . فرماندهى ارتش ، وظيفه سنگين و بىاندازه مهمى است ؛ زيرا سرنوشت همه مردم و جامعه به ارتش و فرماندهانشان بستگى دارد . بنابراين كم‌ترين خطايى از آنان ممكن است پيامد سنگينى در پى داشته باشد . ازاين‌رو همه شهروندان در طول سال براى ارتشيان هزينه مىكنند و دولت‌ها بودجه‌هاى سنگينى براى اداره امور ارتش و آسودگى سربازان تعيين مىكنند . حال اگر فرمانده ارتش كاهلى و ضعف از خود نشان دهد و نبوغ خود را به كار نگيرد ، همه اين زحمات و تلاش‌ها به باد فنا مىرود . بزرگ‌ترين فرمانده كسى است كه بداند چه هنگام بايد متوقف شود و چه هنگام بايد به پيش رود و جز در موارد ضرورى از جنگ‌افروزى بپرهيزد و از خشونت جز براى سركوبى آن استفاده نكند ؛ چه اين‌كه طبيعت جنگ و خشونت شر است و جز براى دفع شر از آنها استفاده نمىشود . ( ثمّ الصق بذوي المروءات و الأحساب و أهل البيوتات الصّالحة . . . ) كسانى را به خود نزديك كن كه سابقه نيكو در بين مردم دارند و به اخلاق و كردار نيكو مانند راستى و دليرى و بخشش شهره‌اند . امروزه نيز براى گزينش افراد در