تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
دروغ و حسد است . در نتيجه تقوا در يك سخن به معناى عادت دادن خويش به خيرخواهى نسبت به همه مردم است . ( و لو شئت لاهتديت الطّريق إلى مصفّى هذا العسل و لباب هذا القمح و نسائج هذا القزّ ) پيامبر خدا بر همه سرزمين شبه‌جزيره عربى حكومت مىكرد و اموال و ثروت‌ها از هرسو به نزدش فرستاده مىشد و با اين حال خود و خانواده‌اش به آب و خرمايى بسنده كرده و هزينه ديگرى نمىكردند . اين نوع زندگى تهيدستانه از عهده هيچ كس جز پيامبر برنمىآيد . « 1 » امام نيز از همه ثروت‌هاى سرزمين بزرگ اسلامى در زمان خلافتش برخوردار بود و در عين حال در زندگى شخصى خود به اندكى پول براى بهبود غذا يا پوشاك نياز داشت . آن حضرت بر خود نمىپسنديد كه زندگى خوب و مرفهى داشته و ديگران در فقر و تهيدستى به سر برند . آن حضرت مىفرمود : در قساوت و بىرحمى افراد همين بس كه خود در راحتى باشند و ديگران حتى نان شب خود را نيز نداشته باشند . افراد پست‌تر از اين گروه نيز كسانى هستند كه زندگى خود را برپايه دسترنج تهيدستان و بيچارگان مىسازند .
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر نك : شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 19 / 189 ؛ صحيح مسلم : 8 / 218 ؛ صحيح بخارى : 3 / 129 ؛ سنن ابن ماجه : 2 / 1388 ؛ سنن ترمذى : 5 / 118 ؛ مجمع الزوائد : 7 / 142 ؛ مسند احمد : 2 / 298 ؛ اقبال الاعمال : 1 / 241 ؛ كافى : 1 / 480 ؛ مجموعة ورام : 39 ؛ تلخيص الحبير : 1 / 480 ؛ سبل السلام : 2 / 155 ؛ تهذيب الاحكام : 4 / 198 .