شرح و تفسير
امام به معاويه نامهاى نوشت كه فقرات زير در ضمن آن آمده بود . ( و أرديت جيلا من النّاس كثيرا خدعتهم بغيّك ) مردم شيفته ثروت هستند و معاويه اموال فراوانى را در اختيار داشت و آن را در اختيار دينفروشان مىگذاشت .
بازار معاويه گرم بود و افراد فراوانى به او مراجعه مىكردند . طبرى نقل مىكند : « حتات مجاشعى به همراه گروهى از بزرگان قبايل نزد معاويه رفتند .
معاويه به هريك از آنها صد هزار دينار داد و به حتات ، هفتاد هزار داد . . .
حتات از معاويه گلهمند شده و دليل اين كار را از او جويا شد . معاويه به او گفت كه از آنان دينشان را خريده است . حتات گفته كه دين مرا نيز بخر .
سرانجام معاويه سى هزار درهم ديگر به او داد و صد هزار درهم كامل شد . » « 1 » ( و عوّلوا على أحسابهم ) ياران و همراهان معاويه براى دستيابى به ثروت يا حكومت و يا به انگيزه غرور و تعصب جاهلى با او بودند . ( إلّا من فاء من أهل البصائر ) معاويه در آغاز توانسته بود برخى مؤمنان را نيز از راه عوامفريبى به خود جلب كند ؛ ولى هنگامىكه آنان را به انجام برخى گناهان واداشت ، حقيقت برايشان آشكار شد .
( و جاذب الشّيطان قيادك ) منظور از شيطان در اينجا هواى نفس است .
امام مىگويد كه بايد عقل و دين خود را از اسارت هواى نفس به درآورى .
( فإنّ الدّنيا منقطعة عنك ) تو ناگزير روزى از اين دنيا خواهى رفت ( و الآخرة قريبة منك ) و در آخرت از تو حسابرسى كرده و مجازاتت مىكنند .
هامش
( 1 ) . نك : تاريخ طبرى : 6 / 135 ؛ الغارات : 2 / 393 ؛ الاستيعاب : 1 / 396 ، شماره 607 ؛ اسد الغابة :
1 / 379 ؛ جمهرة انساب العرب : 219 ؛ ابن الاثير : 3 / 201 ؛ تاريخ دمشق : 10 / 271 و 277 و 279 ؛ على بن ابى طالب عليه السّلام بقية النبوة و خاتم الخلافة ، عبد الكريم خطيب : 444 .