بسيار با دو دست خويش بيماران را درمان و از آنان پرستارى كرده و در بسترشان خواباندهاى . درخواست شفاى آنان را كرده و از طبيبان داروى آنها را تقاضا كردهاى . » « 1 » ( فإنّما أهلها كلاب عاوية و سباع ضارية يهرّ بعضها على بعض . . . ) اين امر جاى شگفتى فراوان دارد كه مرگ از هرسو همگان را در بر گرفته و همه مىدانند كه ناگزير خواهند مرد و با اين حال باز در جنگ و درگيرى پيوسته بر سر بهرههاى اندك آن هستند .
( و يأكل عزيزها ذليلها و يقهركبيرها صغيرها ) زورمندان همواره ستمگر و بهرهكش هستند و راه مهرورزى و خيرخواهى و عدالت را نمىشناسند . آنان بهندرت ، سخن حق مىگويند و به آن تن درمىدهند و ضعيفان نزدشان بسان حشراتى بىارزش هستند . درمان اين بيمارى تنها از دو راه امكانپذير است : راه نخست آن است كه همه تفاوتها از جهات گوناگون برچيده شده و همه مردم يكسان و مساوى شوند كه اين امر ناممكن است . راه دوم آن است كه نيرويى دادگر به برخورد با تجاوزها و ستمكارىها بپردازد كه اين امر امكانپذير است ؛ اما مركز قدرت معمولا در اختيار زورمندان و ثروتمندان قرار مىگيرد و در نتيجه جوامع به دو طبقه فراتر و فروتر تقسيم مىشوند .
امام در بند گذشته به اين دو طبقه اشاره مىكند كه يكى از آنها به ديگرى ستم روا داشته و حقوقش را پايمال مىكند . درجاى ديگرى از خطبههاى امام على عليه السّلام آمده است : « به هرسو بنگر ؛ آيا جز تهيدستى در چنگال فقر و يا
هامش
( 1 ) . « أيّها الذّامّ للدّنيا المغترّ بغرورها المنخدع بأباطيلها أتغترّ بالدّنيا ثمّ تذمّها أنت المتجرّم عليها أم هي المتجرّمة عليك متى استهوتك أم متى غرّتك أ بمصارع آبائك من البلى أم بمضاجع أمّهاتك تحت الثّرى كم علّلت بكفّيك و كم مرّضت بيديك تبتغي لهم الشّفاء و تستوصف لهم الأطبّاء » نهج البلاغه : حكمت 130 .