دين خود ترديد نداشته و در يقين خود شك نكند . اين دليل را براى غير تو آوردهام كه پند گيرند و آن را كوتاه آوردم به مقدارى كه از خاطرم گذشت .
سپس كار مرا با عثمان به ياد آوردى . تو بايد پاسخ دهى كه از خويشاوندان او مىباشى . راستى كدام يك از ما دشمنىاش با عثمان بيشتر بود و راه را براى كشندگانش فراهم آورد : آن كس كه به او يارى رساند و از او خواست به جايش بنشيند و به كار مردم رسد ، يا آنكه از او يارى خواست و دريغ كرد و به انتظار نشست تا مرگش فرارسد ؟ ! نه ، هرگز ! به خدا سوگند : « خداوند باز دارندگان از جنگ را در ميان شما مىشناسد و آنان را كه برادران خود را به سوى خويش مىخوانند و جز لحظههاى كوتاهى در نبرد حاضر نمىشوند . » من ادّعا ندارم كه در مورد بدعتهاى عثمان بر او عيب نمىگرفتم ؛ نكوهش مىكردم و از آن عذرخواه نيستم . اگر گناه من ارشاد و هدايت اوست ، بسيارند كسانى كه ملامت شوند و بىگناهند . « و بسيارند ناصحانى كه در پند و اندرز دادن مورد تهمت قرار گيرند » « من قصدى جز اصلاح تا نهايت توانايى خود ندارم و موفّقيت من تنها به لطف خداست و توفيقات را جز از خدا نمىخواهم ، بر او توكل مىكنم و به سوى او بازمىگردم »
نوشتهاى كه نزد تو براى من و ياران من چيزى جز شمشير نيست . تو انسان را در اوج گريه به خنده وامىدارى ! فرزندان عبد المطلب را در كجا ديدى كه پشت به دشمن كنند و از شمشير بهراسند . پس « كمى صبر كن كه هماورد تو به ميدان آيد » آن را كه مىجويى به زودى تو را پيدا خواهد كرد و آنچه را كه از آن مىگريزى در نزديكى خود خواهى يافت و من در ميان سپاهى بزرگ ، از مهاجران و انصار و تابعان ، به سرعت به سوى تو خواهم
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٦٥