تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
آمد . لشكريانى كه جمعشان به هم فشرده و به هنگام حركت ، غبارشان آسمان را تيره و تار مىكند . كسانى كه لباس شهادت بر تن و ملاقات دوست داشتنى آنان ملاقات با پروردگار است . همراه آنان فرزندانى از دلاوران بدر ، و شمشيرهاى هاشميان مىآيند كه خوب مىدانى لبه تيز آن بر پيكر برادر و دايى و جدّ و خاندانت چه كرد « و آن عذاب از ستمگران چندان دور نيست . »

واژه‌شناسى

الرّميّة : تيراندازى به شكار . الصّنائع : جمع « صنيعه » به معناى نيكى است . عادىّ : ديرين . الطول : عزّت ، فضيلت . فلجوا : پيروز گرديدند . الشكاة : عيب و نقص . ظاهرا : به معناى زائل و ناپايدار است . الجمل المخشوش : شترى كه چوبى در بينىاش مىنهند تا مهار و رام شود . المعوّقين : كسانى كه در جنگ شركت نكرده ، يارى خود را بازمىدارند . الظنّة : تهمت . المتنصّح : كسى كه در اندرزگويى زياده‌روى مىكند . الاستعبار : گريه . ناكلين : عقب‌ماندگان . لبّث : از « لبث » به معناى مكث است . الهيجاء : جنگ .