به مردم سستى و در كار خويش كوتاهى كرد و به شكوه و ابهت خويش افزود ، بايد به سزاى اعمال خود برسد .
( و أصدع المال صدعين ثمّ خيّره . . . ) اموالى را كه حق خداوند در آن است ، به دو قسمت تقسيم كن و به صاحبش اختيار بده كه يك قسمت را انتخاب كند . بعد قسمت باقيمانده را دو نيمه كن و دوباره او را مخيّر كن و به همين گونه تقسيم كن تا آنجا كه باقيمانده به اندازه حق خداوند باشد و آن را بگير ، سپس آن را به ما بده ! و اگر از تقسيم پشيمان شد و خواست تقسيم از اول صورت گيرد ، قبول كن ! به شرط آنكه در حق خداوند كاستى و ستم رخ ندهد ؛ بهطورى كه حيوان سالم را به خود اختصاص دهد و بيمار را به عنوان زكات به تو دهد .
( و لا توكل بها إلا ناصحا شفيقا ، و أمينأ حفيضأ ، غير معنف و لا مجحف . . . ) ضمير « بها » به حيوانى كه به عنوان زكات مشخص شده است ، برمىگردد .
خوشرفتارى و مهربانى با حيوان از سفارشهاى امام است و بهطور كلى نبايد چهارپا را در راه رفتن و باربرى و ايستادن خسته كرد و نبايد نوزادش را از شير مادر محروم كرد و مراعات شتر لاغر و بيمار را نمود چون ناتوان و بيمار است . اگر شتر در راه رفتن كند بود ، بر او سخت گرفته نشود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چهارپا شش حق بر مالك خويش دارد : « اگر پياده شد چهارپا را خوراك دهد و اگر از كنار آب گذشت ، به او اجازه دهد آب بنوشد . بر صورتش نزند ؛ چرا كه چهارپا حمد و ستايش خدا را گويد و تنها در راه خدا بر شتر سوار شود و بيش از تاب و توانش بر او بار نگذارد و شتر را در راه رفتن خسته نكند . » « 1 »
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه : 2 / 286 ح 24665 ؛ وسائل الشيعة : 21 / 529 ح 27771 ؛ مكارم الاخلاق :
262 ؛ الجعفريات : 85 ؛ الكافى : 6 / 537 ح 1 ؛ تهذيب الاحكام : 6 / 164 ح 303 .