واژهشناسى
مقتصدا : ميانهرو .
الفضل : زيادهروى و پا از ميانهروى فراتر گذاشتن .
متمرغ فى النعيم : در نازونعمت قرار داشتن .
ساختار ادبى
مقتصدا : حال براى فاعل فعل « دع » كه ضمير مستتر « أنت » است .
غدا : مفعولبه براى فعل « اذكر » است و منظور يادآورى فردا در امروز است .
أن يوجب : تاويل به مصدر مىرود و حرف جر محذوف به آن جر مىدهد و در اصل « فى وجوب الثواب » بوده است . جارومجرور به « تطمع » تعلق دارد .
شرح و تفسير
( فدع الاسراف مقتصدأ ، و اذكر اليوم غدا . . . ) مال وسيلهاى براى رفع نياز ، نيازمندان است ؛ نه براى افراط و هدر دادن و نه براى چشم و همچشمى و فخرفروشى . پس هرچه از نيازهاى روزمره زياد مىآيد ، بايد صرف برنامههاى عام المنفعه شود يا براى روزگار سختى چون جنگ و جلوگيرى از حمله دشمنان ذخيره شود .
( أترجو أن يعطيك اللّه اجر المتواضعين و أنت عنده من المتكبرين . . . ) هركس به سزاى اعمال خود مىرسد . پاداش براى كسى كه نيكى كرد و كيفر سزاى كسى است كه بدى كرد . برابرى نيك و بد در عدالت الهى محال است . مال و ثروت ، انسان خودخواه و متكبر را اغوا و سركش مىكند . وى آن را براى خوشىها و لذتهاى خود تلف مىكند و آن را از نيازمندانى كه به آن نياز