آمده ؟ !
قلت : ما هم قبول داريم كه هر امرى فقط دعوت مىكند مكلف را به متعلق خودش و لكن ما نخواستيم بگوئيم كه همان امر به ذى المقدمه بنفسه داعى بسوى مقدمات هم هست تا شما اشكال كنيد بلكه ما مىگوئيم : داعى بسوى انجام مقدمات به قصد توصل به ذى المقدمه عقل است و در مبحث آينده ثابت خواهيم كرد كه از اين حكم عقل حكم شرعى استكشاف نمىشود و ميان اين حكم عقلى با حكم شرعى تلازمى در كار نيست و از طرفى هم براى عباديت مقدمات لازم نيست امر فعلى به خود مقدمات در كار باشد بلكه مصحح عباديت مقدمات همان قصد قربت انسان است و كافى است در قصد قربت كردن ، قصد توصل نمودن به سبب مقدمات به سوى ذى المقدمه عبادى و قبلا گفتيم كه مصحح عباديت يك عبادت كه منحصر به قصد امتثال امر نيست خلافا للمشهور .
روى اين بيانات ما به اين نتيجه مىرسيم كه : تارة واجب ذات الفعل است و تارة الفعل العبادى است اگر ذات العمل باشد نظير تطهير لباس و بدن از نجاست ظاهرى مثل بول ، دم و . . . در اين صورت عقل حكم مىكند كه تو ملزمى آن عمل را اتيان كنى بهر قصدى كه باشد و لكن پرواضح است كه اگر مكلف آمد و به قصد قربت اين مقدمه را اتيان نمود عمل عبادت مىشود و ثواب هم دارد و الا فلا ، و اگر عمل عبادى مقدمه باشد مثل وضو ، غسل و تيمم ، در اينجا عقل ما را ملزم مىكند كه عمل را به قصد قربت بجا آوريم و فرض هم اينست كه مكلف قدرت دارد بر اتيان مقدمات ، لذا بايد بجا آورد خواه مقدمهء واجب امر غيرى داشته باشد يا نه ، و خواه مقدمه عبادى باشد و يا نباشد ، پس اشكال از تمام جوانب در رابطه با عباديت طهارات ثلاث مرتفع شد .
النتيجة : بدنبال بيان اين امور نهگانه در رابطه با مبحث مقدمهء واجب حال در پايان برمىگرديم به اصل بحث در باب مقدمهء واجب :
بحث ما در اين است كه آيا ما بين وجوب شرعى ذى المقدمه و وجوب
شرعى مقدمه ملازمهء عقليه هست يا نه ؟
به عبارت ديگر خود عقل ادراك مىكند لابديت مقدمه را و حكم بلزوم اتيانش
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٦٦