تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
القدس الصور * و انما اعداده من الفكر
حال قياس منطقى هم بطور كلى بر دو قسم است : 1 - اقترانى 2 - استثنايى « البته اين تقسيم از لحاظ صورت و هيئت قياس است و الا به لحاظ ماده هم منقسم مىشود به پنج قسم كه معروف به صناعات خمس است . » و هر قياسى چه اقترانى و چه استثنايى چه برهانى و چه خطايى و . . . تأليف مىشود از دو مقدمه كه يكى را صغرى و ديگرى را كبرى مىنامند ، حال اين دو مقدمه از سه حال خارج نيستند : 1 - يا هر دو مقدمه نقلى و سمعى است و هيچ‌كدام عقلى نيستند يعنى صغرى و كبرى هر دو را از شارع شنيده‌ايم مانند اينكه شارع فرموده : هرگاه مسافر چهار فرسخ مسافرت كند ، قصر بر او واجب مىشود . و هركجا كه قصر واجب شد يجب عليه الافطار ، نتيجه آن است كه در سر چهار فرسخى روزه باطل مىشود و بايد افطار كرد . اين دليل را دليل شرعى مىگويند كه هر دو مقدمه را شارع گفته . 2 - و يا هر دو مقدمه عقلى محض است و هيچ‌كدام را شارع نگفته مثل اينكه عقل گفته : العدل حسن . و همان گفته : كل ما حكم به العقل حكم به الشرع . و نتيجه گرفت كه فالعدل حسن شرعا . و هكذا نسبت به قبح ظلم ، اين قسم را مستقلات عقليه گويند چون حاكم على الاطلاق در اين استدلال و در نتيجه‌گيرى عقل است بدون كمك گرفتن از شارع . 3 - و يا يكى از دو مقدمه را شارع گفته و مقدمهء ديگر را عقل مىگويد : صغرى نقلى است ولى كبرى عقلى است مثل اينكه شارع مىفرمايد : هذا الفعل واجب و عقل مىگويد : كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا وجوب مقدمته شرعا - يعنى ملازمه است بين وجوب ذى المقدمه و وجوب مقدمات آن ، و نتيجه مىگيرد وجوب شرعى مقدمه را ؛ اين قسم را مستقلات عقليه مىگويند چون عقل در نيل به نتيجه استقلال ندارد بلكه به كمك شارع به نتيجه رسيده است . حال بحث ما در قسم دوم و سوم است و قسم اول از محل بحث ما خارج است . توضيح عبارات مشكلهء اين درس : قوله : عند الاصوليين الإمامية : با قيد اصوليين خارج مىشود اخباريين از اماميه چون بعدا