سياسى آمريكا با كنار گذاشتن آرمان قرارداد اجتماعى ، به طور نظاممند عليه كارگران حركت كردهاند . بهرغم تلاش مقامات براى آنكه گناه كاهش دستمزد را به گردن خارجيان بيندازند ، سطح روبه كاهش درآمد كارگران آمريكايى و سطح نگران كننده عدم امنيت شغلى ، ارتباط اندكى با موضوع كارگران كُرهاى يا فشارهاى رقابتى جهانى دارد ؛ بلكه اين امر پيامد زيادخواهى افسار گسيخته مديران است كه بهتازگى از سوى دولت نيز حمايت و تسهيل مىشود . صرفهجويىهايى كه حاصل 25 سال فشردن دستمزدها است ، براى كاهش مبلغ كل هزينه دستمزدها و حقوقها و در نتيجه بهبود توانمندى آمريكا براى رقابت در بازار جهانى ، اعمال نشده ، بلكه پولى كه از تمام اين فشارها به دست آمده ، صرف حجيم كردن انبان مديران ارشد شده است . « 1 »
مسئله چالشى و كاملًا واقعى رقابت شديد جهانى حلنشده ، بلكه فقط به عنوان يك استتار براى پنهان كردن توزيع مجدد درآمد از كارگران به مديران ، به كار گرفته شده است . در سال 1960 ، يك مديرعامل متوسط ، 41 برابر بيش از يك كارگر متوسط درآمد داشت ؛ در سال 1996 ، اين تفاوت درآمد به طرز حيرتآورى به 201 برابر رسيد . « 2 » با كمال تأسف بايد گفت آمريكا در حال حاضر بىعدالتترين كشور در ميان كشورهاى پيشرفته و دموكراتيك جهان است ، تنها كشور ثروتمندى كه در آن اكثريت افراد
هامش
( 1 )- David M . Gordon , Fat and Mean : The Corporate Squeeze of Working Americans and the Myth of Managerial " Downsizing " ( New York : Free Press , 1996 ) , pp . 34 , 42 .( 2 )- " Executive Pay " , Business Week , Apr . 21 , 1997 , p . 59 .