25 سال گذشته ، براى شمار بسيارى از كارگران ، دستمزدها به طور بىامان كاهش يافته در حالى كه زمان صرف شده براى كار ، به طور چشمگيرى افزايش پيدا كرده است . امروز بيشتر آمريكايىها ، مانند و يكى پاركر ، زمانى طولانىتر در ازاى دستمزدى كمتر كار مىكنند ؛ آنها مانند اسب عصّارى ، هرچه مىدوند سر جاى اول خود هستند . چون والدينى كه فرزندان خود را بزرگ مىكنند ، آسيب پذيرترين گروه هستند ، اين روند پيامدهاى ناخوشايندى براى زندگى خانوادگى داشته است . پدرها و مادرها تحت فشار و تنش هستند و كودكان روز به روز بيشتر تنها در خانه مىمانند .
اگر شرايط اقتصادىِ روبه وخامت ، والدگرى را به اندازه كافى مشكل نكرده باشد ، منافع فزايند سرمايهداران و افزايش بهرهمندى مديران ، شانهبهشانه اين وضعيت ، بار سرخوردگىها را سنگينتر مىكند . وقتى مايكل آيزنر [ مدير ارشد مؤسسه يادسينى ] مىتواند 2 / 204 ميليون دلار در سال درآمد داشته باشد ، چه تعجبى دارد كه و يكى پاركر نتواند از عهده مخارج ماهانهاش برآيد ؟ « 1 » چرا اكنون براى نگهداشتن خانواده در بالاى خط فقر ، بايد دو يا سه شغل داشت ؟ رابرت رايش ، « 2 » وزير كار در سخنرانى روز كارگر سال 1995 به اين واقعيت اشاره مىكند كه اگر چه در 25 سال گذشته سودها بالاتر رفته است ، اكثريت آمريكاييان به نسبت سه تا پنج سال گذشته ، فيش حقوقى كمترى به خانه مىبرند . اين واقعيت تلخى است . كارگران ، وقتى مىبينند طبقه نخبه مديران از افزايش حقوق ، مزايا ، سهام و
هامش
( 1 )- Judith H . Dobrzynski , " New Road to Riches Is Paved With Options , " New York Times , Mar . 30 , 1997 , p . 1 .( 2 )- Robert Reich