تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
روشن است اينكه اگر مشروعيت « از نظر فرهنگى قاعده‌مند » نباشد و جامعه نتواند آن را اعمال كند ، « رفتارهاى جنسى مردان ممكن است بىقيد و بند ، پدر شدن آنها بىضابطه و تعهد آنها به خانواده ضعيف » شود . جرج گيلدر ، منتقد اجتماعى با لحنى به ياد ماندنى به ما گوشزد مىكند كه « به عنوان يك واقعيت فيزيكى ، مهارت جنسى مردانه بسيار محدود است . مردان فقط داراى يك اندام جنسى و يك عمل جنسى هستند . هر چيز ديگرى به وسيله فرهنگ هدايت مىشود - مهم‌ترين و مولدترين نقشهاى مرد يعنى شوهرى و پدرى ، يك ابداع فرهنگى است كه لازمه زندگى متمدنانه ، اما در نهايت شكنندگى است . » « 1 » جوامع ، با تشخيص اين مسئله كه پدرى به شدت مهم اما استقرار آن نيز تا اندازه‌اى دشوار است ، اغلب حريمهايى را ايجاد و خطوط قرمزى ترسيم كرده‌اند تا سرمايه‌گذارى پدرانه را لازم الاجرا كنند . اصلىترين حامل فرهنگى اين حريمها ، نهاد ازدواج است كه در تمام جوامع مردان را در برابر فرزندان خود و در برابر مادرِ اين فرزندان پاسخگو مىنمايد . يكى از عملكردهاى مهم پيمان‌هاى وفادارى و تداوم ازدواج كه تقريباً در سراسر جهان جزيى از مراسم ازدواج است ، نگه‌داشتن مرد در اين كانون اتحاد است . همان‌گونه كه همه مىدانيم ، در آمريكاى امروز نهاد ازدواج بسيار ضعيف شده است . طلاق هم بسيار آسان‌تر و هم از نظر اجتماعى بسيار پذيرفته شده‌تر از گذشته است و در حال حاضر به دنيا آوردن كودكى خارج از چارچوب
هامش
( 1 )- George Gilder , Men and Marriage ( Gretna , La : Pelican , 1986 ) , p . 8 .