ارتباط دارد و به نظر مىرسد كه هر سال چيز جديدى به مجموعه غنى گزينههاى رسانهاى مىافزاييم . اما لگام گسيختگى صنعت سرگرمى رابط وسيعترى با خوددارى دولت از مداخله در آن به سود والدين و فرزندان دارد . اينترنت مثال خوبى است . اينترنت هم « مخزنِ هر لحظه گسترش يابندهاى از دانش » و هم « زبالهدان بزرگى از هرزهنگارى ، از رد و بدل كردن ابتذال و از ياوهسرايىهاى احمقانه است » . « 1 » اگر اينترنت به شكل درست قانونمند نشود ، به آسانى مىتواند نيروى مخرب ديگرى در زندگى كودكان و بار مضاعفى بر دوش والدين باشد . تاريخچه تلاش براى قانونمند كردن تلويزيون ، دشواريهاى كنترل قانونمند در عصر سودازده ما را مورد تأكيد قرار مىدهد .
با نگاهى به دهه 1950 درمىيابيم كه تلويزيون نقش نسبتاً مطلوبى را در زندگى كودكان ايفا مىكرد . شبكههاى تلويزيونى 27 ساعت در هفته برنامههاى سرگرمى كاملًا سالمى براى خانوادهها پخش مىكردند .
در طى دهه 1960 افزايش تدريجى ميزان خشونت ، جنايت و روابط جنسى نمايش داده شده بر صفحه تلويزيون را شاهد بوديم . اين روند سبب افزايش بحثهاى عمومى به ميزان زيادى گرديد و درسال 1964 مجلس سنا كميتهاى فرعى را براى بررسى ارتباط ميان جرم و خشونت در تلويزيون و بزهكارى نوجوانان تشكيل داد . به دنبال اين موضوع ، در سال 1968 « كميسيون ملى بررسى علل خشونت و جلوگيرى از آن » « 2 » تشكيل گرديد .
هامش
( 1 )- Robert Coles , " Safety Lessons for the Internet , " New York Times , Oct . 11 , 1997 , p . A 11 .( 2 )- National Commission on the Causes and Prevention of Violence .