جهانى كه در آن در يك آهنگ پرفروش به تمام عالم گفته مىشود كه « والدين نادان و بىاعتبار هستند » به دشوارى مىتوانيم تعهد لازم را در خود به وجود آوريم تا پدر يا مادر شايستهاى باشيم . دشوار است بتوان انرژى و تلاش كافى را به انجام فعاليتى اختصاص داد كه تا اين اندازه در فرهنگ ما تحقير و نكوهش مىشود .
هجمه رسانههاى گروهى
تاكنون درباره تهاجم رسانهها به والدين مطالبى را مطرح كردهايم . اين داستانى است كه چندان شناختى درباره آن وجود ندارد . به طور كلى مىتوان گفت كه ما نمىتوانيم درك كنيم والدين تا چه اندازه آماج تهاجم مستقيم فرهنگ متداول هستند . همچنان كه ديديم ، اين حملاتِ مستقيم به شدت خسارتبار ، از بينبرنده اعتماد به نفس و افزاينده فشار بر دوش والدين در روزگارى است كه آنها پيش از آن نيز در گرفتارى عميقى به سر مىبرند .
والدين نه تنها درگير تهاجمى مستقيم هستند ، بلكه با صنعت سرگرمى نيز كه با آميزهاى از « روابط جنسى آشكار ، خشونت كور و مادىگرايى مطلق » ، كانون خانواده و جامعه را مانند سيل فراگرفته است ، دستوپنجه نرم مىكنند . گر چه اين داستان را همه بهخوبى مىدانند ، فقط گروه اندكى مىفهمند كه اين تهاجم تا چه ميزان قساوتآميز و چند بُعدى شده است .
كنارهگيرى دولت
صنعت سرگرمىِ لگام گسيخته ، به گونهاى با رشد تصاعدى فناورى