مراد از تبعيد ، نگهدارى و استقرار در يك شهر نيست ، بلكه مدام تحت تعقيب قرار مىگيرد و هرجا كه بخواهد برود جلويش گرفته شود ؛ چنانكه ابن فهد حلى و ابن ادريس « 1 » بيان داشتهاند و يا اين است كه يك سال از سرزمين اسلامى تبعيد گردد ؛ چنانكه يحيى بن سعيد - از فقهاى شيعه - و كاشانى - از فقهاى اهل سنت - گفتهاند ؟ « 2 »
ادله تبعيد
تبعيد به ادلهء چهارگانه ، مشروع است :
1 . كتاب : خداوند فرمود :
( أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ) .
« 3 »
2 . سنت : بنابر روايات مستفيضه يا متواتر ، « 4 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و هم على بن ابى طالب عليه السّلام حكم تبعيد را اجرا كردند . امام باقر عليه السّلام فرمود : هرگاه امير المؤمنين عليه السّلام مىخواست مسلمانى را تبعيد كند ، او را به نزديكترين محل از سرزمين مشركان به سرزمين اسلام تبعيد مىكرد ؛ كه در آن زمان ، « ديلم » نزديكتر از همه به سرزمين اسلام بود . « 5 »
هامش
( 1 ) - المهذب البارع ، ج 5 ، ص 32 ؛ السرائر ، ج 3 ، ص 505 ؛ النفى و التغريب ، ص 423 .
( 2 ) - الجامع للشرائع ، ص 242 ؛ بدائع الصنائع للكاسانى ، ج 7 ، ص 95 .
( 3 ) - مائده ، آيهء 33 .
( 4 ) - النفى و التغريب ، ص 25 .
( 5 ) - التهذيب ، ج 10 ، ص 36 ؛ وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 540 ؛ الجامع الصحيح ، ج 4 ، ص 44 .