دوم كه آلودگى بگناهان و طلب آمرزش پس از آن باشد خالى از حكمت الهى نيست بگفتارش كه فرمود :
« به خدا سوگند اگر ادامه دهيد . . . » زيرا مانع از ظهور اين آثار ( يعنى مصافحه فرشتگان و راه رفتن بر روى آب ) كدورتهاى جسمانى و علقههاى بشرى و وسوسههاى شيطانى و ميل بزيورهاى دنيائى است ، و چون اينها زائل گرديد و اين موانع از بنده دور شد نور صرف و روح خالص گردد ، بصفات فرشتگان متصف شود ، و يكسره بروحانيين ملحق گردد و با آنان باشد و مانند آنها بر روى آب راه رود ، و اگر توضيح اين مطلب را خواهى گوئيم : براى روح انسانى در سير بسوى خدا منزلهائى است : 1 - عالم محسوسات 2 - عالم تخيلات 3 - عالم موهومات 4 - معقولات ، و در اين منزل است كه از ساير حيوانات جدا شود ، و در اين عالم چيزها بيند كه از عالم حس و خيال و وهم خارج است ، و در آنجا جان اشياء و حقائق آنها را ببيند ، و براى آن عرض عريض و زمينهء پهناورى است كه آغازش عالم انسان و سرانجامش عالم فرشتگان بلكه برتر از آن است و او است معراج انسان چنانچه آن سه منزل پست ترين منازل و اسفل سافلين است - تا آنجا كه گويد - : و از اينجا دانسته شود كه صدور كرامات از اولياء مورد انكار نيست .
و در جملهء :
« و لو لا انكم تذنبون »
فرمايد : اين گفتار دلالت كند بر اينكه در اين نوع از خلقت مصلحت بزرگى است زيرا صفت غفاريت و رحمت و لطف او آشكار شود ، بلكه ظاهر اينست كه همين گناه و آمرزش خواهى سبب بلندى درجات و ازدياد كمالاتشان گردد . . .
باب وسوسه و حديث نفس
1 -
محمد بن حمران گويد : از امام صادق عليه السّلام از وسوسه گر چه بسيار باشد پرسيدم ؟ در پاسخ فرمود : چيزى در آن نيست ، ميگوئى ،
لا إله الا اللَّه
. ( يعنى همين كلام و تفكر در آن وسوسه را از بين مىبرد زيرا مقصود از وسوسه و حديث نفس همان وسوسههاى مربوط به خدا و مكان و كيفيت اوست ) .
2 -
جميل بن دراج گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : در دلم چيز بزرگى آمده ؟
فرمود : بگو
لا إله الا اللَّه
جميل گويد : هر گاه در دلم چيزى مىآمد مىگفتم : لا إله الا اللَّه آن چيز از دلم بيرون ميرفت .