تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كنيد ، از خدا مىترسيم و در دنيا را ( يكسره ) فراموش كنيم و در آن بىرغبت شويم تا آنجا كه گويا آن حضرت را به چشم خود ببينيم و بهشت و دوزخ را ( بنگريم ) و چون از خدمت شما برويم و داخل اين خانه‌ها گرديم ، و بوى فرزندان را بشنويم و زنان و خاندان را بنگريم از آن حالى كه نزد شما داشتيم برگرديم به حدى كه گويا ما هيچ نداشته‌ايم ( و شما را نديده و خدمت شما نبوده‌ايم و آن حال قبلى را نداشته‌ايم ) آيا شما از اين كه اين تغيير حالت نفاق باشد بر ما ميترسيد ؟ رسول خدا ( ص ) بآن‌ها فرمود : هرگز ( اين نفاق نيست ) ، اينها وسوسه‌هاى شيطانيست كه شما را به دنيا تشويق كند ، به خدا سوگند اگر شما به همان حالى كه به آن خودتان را توصيف كرديد ميمانديد هر آينه فرشتگان دست در دست شما ميگذاردند ( و بدون وسيله ) روى آب راه ميرفتيد ، و اگر نبود كه شما گناه ميكنيد سپس از خدا آمرزش ( آن گناه را ) خواهيد هر آينه خداوند خلقى مىآفريد تا گناه كنند و سپس از خدا آمرزش خواهند و خداوند آنها را بيامرزد ، و براستى مؤمن در گناه افتد ( يا بامتحان در گناه گرفتار شود ) و بسيار توبه كند ، آيا نشنيده‌اى گفتار خداى عز و جل را ( كه فرمايد : ) « همانا خداوند دوست دارد توبه‌كنندگان را و دوست دارد پاكيزه‌جويان را » ( سوره بقره آيهء 222 ) و ( نيز ) فرمايد : « و آمرزش خواهيد از پروردگار خويش سپس بازگشت كنيد بسوى او » ( سورهء هود آيه 90 ) .

شرح

- مجلسى ( ره ) گويد : اين كه حضرت فرمود : دلها گاهى سخت باشد . . . » يعنى از رو آوردن بعالم قدس و بيكسو نهادن دنيا « و گاهى هموار . . . » يعنى نرم باشد و پيروى از عقل كند و شهوات را به آسانى ترك كند ، و جهتش اينست كه روش خداوند تعالى در بارهء انسان اينست كه او واسطهء ميان فرشتگان و شياطين باشد ، پس فرشتگان ثابت در مقام قدسند ، و شياطين مستغرق در شرور و خطاها و خوانندگان بگناهان و زشتيها هستند و همچنين بهائم در وضعى هستند كه ميل بشهوات و رغبت بسوى لذات دارند ، و انسان در ميان اين هر دو قرار گرفته و از هر دو نشانهء تركيب يافته ، زيرا روحش از عالم قدس و تنش از حيوانات گرفته شده . . . . تا آنجا كه گويد : رسول ( ص ) اشاره فرمود : با اينكه حالت اول شما ( يعنى اصحاب و پيروانش ) حالت شريفى است و ادامه آن باعث تشبيه بفرشتگان و رسيدن بمقامات عاليه شود ، و اما حالت
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 154 | الشيخ الكليني / سيد جواد مصطفوى