الفت دهد تا اسلام آنها نيكو شود ، و بر اين دين كه بدان در آمدهاند و بدان اعتراف كردهاند پا برجا شوند ، و همانا رسول خدا ( ص ) در جريان جنگ حنين به همين وسيله از رؤساى عرب از قريش و ساير قبايل مضر دلجوئى كرد ، و از آن جمله ابو سفيان بن حرب و عيينة بن حصين فزارى بودند ، پس انصار ( از اين جريان ) خشمگين شدند و نزد سعد بن عباده ( رئيس انصار ) گرد آمدند ، و سعد آنها را در جعرانة ( كه محلى ميان مكه و مدينه بود ) خدمت پيغمبر ( ص ) آورد و عرضكرد : اى رسول خدا اجازهء سخن به من مىدهيد ؟
فرمود : آرى ، پس عرضكرد : اگر اين كار ( كه انجام دادى ) يعنى اين اموال كه ميان قوم خود قسمت كردى كارى بود كه خداوند دستور داده بود ما رضايت داديم ، و اگر نه اينست ما رضايت ندهيم ؟ زراره گويد : شنيدم از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود : پس رسول خدا ( ص ) فرمود : اى گروه انصار آيا همهء شما با گفتار بزرگ ( و رئيستان ) سعد هم آهنگ هستند ؟ گفتند : بزرگ و سيد ما خدا و رسول اوست ، ( و تا سه مرتبه اين پرسش و جواب تكرار شد ) و در مرتبهء سوم گفتند : ما هم برأى و قول او هستيم ( و همان را گوئيم كه او گفت ) زراره گويد : شنيدم حضرت باقر عليه السّلام مىفرمود : پس خداوند نور ايمان آنها را ( براى اين حرفشان ) تنزل داد ، و براى « مؤلفة قلوبهم » در قرآن سهمى مقرر داشت .
شرح
- حنين نام درهء وسيعى است ميان مكه و طائف كه در آنجا در سال هشت هجرى ميان لشكر اسلام و قبيلهء هوازن و ثقيف كه مردمانى مشرك و جنگجو بودند جنگى واقع شد و آن جنگ را بنام آن مكان جنگ حنين ناميدند ، و در آغاز جنگ لشكر اسلام بواسطهء دليرى و شهامت دشمن گريختند ، و به يارى خداوند باز گشتند و دشمن رو بفرار نهاده باوطاس و طائف و بطن نخله گريختند مسلمانان از پى هزيمتشدگان رفته و پس از جنگ و گريزهاى مختصرى مسلمين اموال زيادى از آنان بغنيمت گرفتند و از مردان و زنان و كودكان آنها شش هزار نفر باسيرى بردند و در ميان اسيران شيماء دختر حليمه ( و خواهر رضاعى رسول خدا ( ص ) بود كه آن حضرت و مسلمانان بيشتر آن اسيران را بسبب وساطت شيماء آزاد كردند و اموال را تقسيم كردند .