تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
همانند گفتار و كردار خردمندان نيست دچار كند ، و گاهى در برابر بردبارى است كه باعتدال در نيروى غضب بدست آيد ، و آن خلقى است كه نفس او را وادار بزدن و دشنام دادن و زبرى و تسلط و غلبهء بر ديگران و گردن كشى كند و ريشه‌اش تباهى و فساد در نيروى غضب و ميل آن به طرف افراط است سپس گويد : ظاهر اينست كه مقصود از سفاهت همين معناى دوم است كه برابر بردبارى است .

2 -

و نيز حلبى از آن حضرت حديث كند كه فرمود : سفاهت نكنيد زيرا پيشوايان شما سفيه نبودند . و حضرت صادق عليه السّلام فرموده : هر كس شخص سفيه را با سفاهت مكافات كند ، بهر چه بسرش آيد تن داده چون بمانند او رفتار كرده .

شرح

- اين دستورى است از امام عليه السّلام كه از مكافات سفيه صرف نظر بايد كرد ، و با آنان چنانچه خداى تعالى فرموده است بايد رفتار شود در آنجا كه فرمايد « و هر گاه نادانان با ايشان سخن گويند سلام گويند » همانطور كه مجلسى ( ره ) فرموده .

3 -

عبد الرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام در بارهء دو مردى كه همديگر را دشنام دهند روايت كرده كه فرمود : آغازكننده بدشنام ستمكارتر است و گناه خود و گناه رفيقش به گردن اوست در صورتى كه آن كس كه ستم به او شده از حد نگذرد .

توضيح

- جملهء اخير اين حديث شريف دو احتمال دارد يكى اينكه تا رفيقش كه مورد ستم واقع شده عمل ناروا نكرده و يا سخن ناروائى نگفته همهء گناه به گردن آغازكنندهء بدشنام است ، و نسبت گناه به او در اين صورت فرضى است ، احتمال دوم آن است كه تا از حد خود نگذشته‌اى همهء گناه به گردن اوست ، و حدش همان مقدارى است كه از دشنام شنيده و تا آن حد بر او گناهى نيست زيرا از خود دفاع كرده و انتقام گرفته است ، و خداى تعالى در اين باره فرموده است : « و همانا بر آنكه پس از ستمى كه به او شده يارى جويد گناهى نيست » و در جاى ديگر فرمايد : « پس آن كس كه بشما تجاوز كند ( طبرسى فرموده : يعنى ظلم و ستم كند ) تجاوز كنيد بر او برابر آنچه بر شما تجاوز كرده ، و نيز اينها از آيات و رواياتى كه دلالت بر جواز معارضهء به مثل دارند ، و بعيد نيست احتمال دوم مناسب‌تر با سياق روايت باشد .

4 -

و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : بدرستى كه مبغوض ترين خلق خدا آن