طمعى باشد كه او را بكشاند ، و چه بد بندهايست آن بندهء كه در او ميل و رغبتى باشد كه او را خوار كند .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : شايد مقصود از طمع همان ميل دل است كه آنچه در دست مردم است دوست دارد و آرزو كند ، و مقصود از ميل و رغبت اظهار آن است به خواهش كردن و خواستن از مخلوق خدا و كشاندن با اول مناسب است چنانچه خوار كردن با دومى مناسبت دارد .
3 -
زهرى گويد : على بن الحسين عليهما السّلام فرمود : من تمامى خير و سعادت را ديدم گرد آمده در اينكه بايد طمع از هر چه در دست مردم است بريد .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : زيرا طمع : خوارى ، پستى ، حسد ، كينه ، دشمنى ، غيبت ، بدگوئى ستم ، مداهنه ، نفاق ، رياء ، صبر بر باطل مردم ، بىتوكلى به خدا و مفاسد بيشمار ديگر ببار آورد ، و علاج همهء آنها بقطع طمع است .
4 -
سعدان گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : چيست آن كه ايمان را در بنده پايدار كند ؟
فرمود : ورع و پارسائى ( و پرسيدم ) آنچه كه او را از ايمان بيرون بود چيست ؟ فرمود : طمع است .
باب ناسازگارى
1 -
حضرت باقر عليه السّلام فرمود : آن كس كه ناسازگارى بهرهاش گردد ايمان از او در پس پرده رود .
شرح
- مجلسى عليه الرحمة گويد : سر اينكه شخص ناسازگار از ايمان دور مىشود اينست كه اولا : مؤمنين را آزار دهد و اين مخالف ايمان است ، زيرا مؤمن كسى است كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده و در امان باشند ، و ثانيا بواسطهء ناسازگارى از طلب دانش كه بوسيلهء او بپايهء كمال ايمان رسد محروم ماند ، زيرا اسباب طلب آن برايش فراهم نگردد .