يا روح اللَّه به خدا سوگند آنچه گفتى همانطور بود ( و من در بارهء تو شك داشتم ) اكنون از خدا بخواه كه اين شك را از دل من ببرد ، ( حضرت صادق عليه السّلام ) فرمود : كه عيسى براى او دعا كرد و خدا توبهء آن مرد را پذيرفت و قبول كرد و او بمانند خاندان خود گرديد .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از اهل البيت اصحاب آنهايند يا دوستان واقعى آنهايند « پايان » ولى ممكن است مقصود خود اهل بيت عليهم السّلام باشند چنانچه ترجمه شد و وجه حمل مجلسى مرحوم بر آنچه فرموده است سياق لفظى عبارت است ولى وجود قرينه ما را از اين عمل بىنياز كند ، فيض عليه الرحمة گويد : حضرت در اين حديث اهل بيت پيغمبر ( ص ) و امت او را بعيسى عليه السّلام و امتش مثل زده در اين كه آنها كه در بارهء اهل بيت عليهم السّلام شك داشته باشند دعايشان مستجاب نشود و عبادتشان قبول درگاه واقع نگردد ، و در حديث اشاره است به اين كه شك در بارهء آنها چون شك در بارهء پيغمبر است زيرا عيسى عليه السّلام پيغمبر بود .
باب گمراهى ( يا گمراهان )
1 -
هاشم صاحب بريد گويد : من با محمد بن مسلم و أبو الخطاب گرد هم بوديم پس ابو الخطاب بما گفت :
چه گوئيد در بارهء كسى كه امر امامت را نشناسد ؟ من گفتم : هر كه آن را نشناسد كافر است ، ابو الخطاب گفت :
كافر نيست تا حجت بر او اقامه شود و چون حجت بر او اقامه شد و آن را نپذيرفت آنگاه كافر است ، محمد بن مسلم به او گفت : سبحان اللَّه اگر نپذيرد و انكار هم نكند كافر است ؟ اگر انكار نكند كافر نيست ، گويد ( اين جريان گذشت تا به حج رفتيم ) همين كه حج كردم خدمت حضرت صادق عليه السّلام شرفياب شدم و جريان را خدمتش عرضه داشتم ، فرمود : تو اكنون هستى ولى آن دو غايبند موعد شما ( هر سه ) امشب نزد جمرهء وسطى در منى باشد .