( 1 )
فصل چهارم دوران خلافت على بن ابى طالب
1 . بيعت با على ( ع )
بيعت مهاجر و انصار و . . .
چون مردم مهاجر و انصار و جماعت مصريان انبوه شدند و همگروه عثمان را حصار داده و او را بكشتند ، در مسجد رسول خداى ( ص ) انجمن شدند تا بدانند كار امامى و خليفتى بر كدام كس فرود مىآيد .
عمّار ياسر ، أبو الهيثم بن التّيّهان ، رفاعة بن رافع ، مالك بن العجلان ، و ابو ايّوب خالد بن زيد از ديگر مردم در خلافت على ( ع ) شيفتگى افزون داشتند . پس ، عمّار ياسر با فرياد گفت : اى جماعت انصار و اى گروه مهاجر ، عثمان را نيكو نگريستيد كه در ميان شما چگونه زيست . خويشتن را دريابيد كه با چون اويى مواجه نگرديد . اينك علىّ مرتضى ( ع ) در ميان شماست . قربت او را با رسول خدا ( ص ) شناختهايد و سبقت او را در اسلام دانستهايد . از تفرقهء جماعت بپرهيزيد و در بيعت او سرعت كنيد .
در جواب عمّار ياسر جماعت مهاجر و انصار هماواز پاسخ دادند :
اى عمّار نيكو گفتى . بيرون اين سخن رأى نيست و جمله به صدق سخن كردى .
آنگاه همگروه به خدمت امير المؤمنين على ( ع ) آمدند و گفتند :
اى ابو الحسن ، اين مرد را بكشتند و خود تو دانى كه از خليفه چاره نخواهد بود و بيرون تو هيچ آفريده اهليّت اين كار را ندارد . اشارت فرماى و رغبت كن تا با تو بيعت كنيم .
امير المؤمنين على ( ع ) گفت : اى ياران ، مرا در اين كار رغبتى نيست ، بدان حاجت ندارم و نمىخواهم كه كسى با من بيعت كند .
يكى از آن قوم گفت : سبحان اللّه ! چرا رضا نمىدهى كه با تو بيعت كنيم و تو مىدانى كه در كشتن عثمان اين مردمان را مصلحتى عظيم بوده است . [ 160 الف ]