و ليكن متأسفانه امروز دوستى و دشمنى مردم با يك ديگر براى خاطر دنيا است ، و اين رويه ايشان را از خدا بىنياز نميكند ( كه به او محتاج نباشند ) .
آن مرد صحابى عرضكرد : از كجا بدانم كه دوستى و دشمنى من در راه خدا است ، و از كجا بشناسم دوست خدا را كه با او دوستى كنم ، و بچه وسيله بشناسم دشمن خدا را تا با او دشمنى نمايم ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله اشاره نمود بسوى على عليه السّلام و فرمود : آيا مىبينى اين مرد را عرضكرد : بلى ، فرمود دوست على دوست خدا است ، بايد دوست على را دوست بدارى ، و دشمن على دشمن خدا خواهد بود ، و بايد با او دشمن باشى .
و سپس فرمود : دوست بدار دوست على را اگر چه قاتل پدرت باشد ، و دشمن باش با دشمن على اگر چه پدر و يا فرزندت باشد « 1 »
هامش
« 1 » در كافى از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله روايت نموده كه آن حضرت از اصحاب خود پرسيد « أىّ عرى الايمان أوثق » كدام دسته از دستههاى ايمان محكمتر است كه مؤمنان را در گرفتن و نگاهداشتن آن اهتمام بيشتر بايد نمود ؟ بعضى گفتند خدا و رسولش داناتر هستند ، بعضى گفتند : نماز بعضى گفتند : روزه ، بعضى گفتند : حج و عمره بجا آوردن ، بعضى گفتند : جهاد في سبيل اللَّه .
آن حضرت فرمود : اينهائى را كه شما گفتيد فضيلت دارد ليكن جواب من اينها نبود بلكه : محبت و دوستى در راه خدا و عناد و دشمنى با ديگران براى خدا داشتن ( و اين بود جواب سؤال من ) .
و اينكه بعضى ميگويند ما على عليه السّلام را دوست ميداريم و هر دمى : على على ، گويانند و در ضمن همه گونه اعمال زشت و ناپسند را مرتكب ميشوند على التحقيق دوست حضرت على عليه السّلام نيستند زيرا دوست كسى را گويند كه تمام سخنان و دستورات دوست خود را قبول داشته باشد و عمل نمايد ، و گذشته از اين اگر ما به صرف زبانى بگوئيم دوست آن حضرت هستيم كه درست نيست و اهميتى ندارد ، اگر على عليه السّلام ما را بدوستى خود قبول فرمود صحيح است و اهميت دارد و مىشود با آن افتخار كرد .
و در ( 302 - 39 - ج ) بحار از عيون اخبار الرضا از على عليه السّلام نقل مينمايد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم به من فرمود : يا على تو همانند حضرت عيسى هستى كه نصارى آنقدر در محبت و دوستى با او افراط كردند تا ( او را خدا گفتند و ) كافر شدند ، و يهود با او دشمنى نمودند و ( نبوت و رسالتش را قبول نكردند تا ) كافر شدند .