تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
از قريش مگر زنازاده و نه كسى از انصار مگر يهودى ( كه منافق باشد و به صورت ظاهر اظهار اسلام نموده براى طمع ) و از عرب كسى كه در نسبش اتهامى باشد ( بزنازادگى ) و از ساير مردم كه شقى باشند ، و از زنها آن زنى كه سليطه و هر جايى و آلوده به بىعفتى باشد و سپس آن حضرت توجه كرد بأنصار و فرمود : عرضه كنيد بفرزندان خود محبت على را و هر يك از آنها كه اجابت كرد و على عليه السّلام را دوست داشت فرزند شما است ، و هر يك از ايشان كه اظهار دشمنى نمود بدانيد كه از شما نيست . جابر گويد ؟ از آن وقت ببعد محبت على عليه السّلام را بفرزندان خود عرضه ميكرديم و هر كدام از ايشان كه اظهار محبت و دوستى مينمودند ميدانستيم كه فرزند خود ما است و هر يك از آنها كه قبول محبت و دوستى نميكردند او را نفى ولد ميكرديم ( و ميفهميديم كه از طريق نامشروع بوجود آمده ) . 8 - حديث كرد ما را . . . از ابن عباس كه ميگفت : بدانيد اى گروه مردم خداى تعالى خلقى را آفريده كه از نسل آدم ابو البشر نيستند و هميشه لعنت ميكنند دشمنان حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را گفتند : اين خلق كيانند كه لعنت مينمايند دشمنان على عليه السّلام را ؟ گفت قنابر ( قنارى ) هستند كه در سحرها ميگويند : اللهم العن مبغضى علىّ أللهم أبغض من أبغضه و احب من أحبه ، خدايا لعنت كن دشمنان على را ، خدايا دشمن بدار دشمنان على را ، و دوست بدار دوستان على را . 9 - حديث كرد ما را . . . از سلمان فارسى رضى الله عنه كه ميگفت : وقتى جمعى بعلى عليه السّلام بد ميگفتند ، شيطان آمد و در برابر ايشان ايستاد ، گفتند كه كيستى گفت منم أبو مرّه ، گفتند : آيا شنيدى كلام و سخنان ما را ؟ گفت آرى شنيدم ، و بدا به حال شما كه سبّ ميكنيد مولاى خود على بن ابى طالب را . گفتند : از كجا دانستى كه على مولاى ما است ؟ گفت : از قول پيغمبر ( مبعوثشدهء بسوى ) شما كه فرموده : ( من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله ) ، اى گروه مردم هر كه من مولا و پيغمبر