طولى نكشيد كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلَّم وارد شد ، و ( زنان ) امام حسن را در پارچه زردى پيچيدند و به خدمت آن حضرت آوردند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : مگر شما را نهى نكردم كه بچه را در پارچه زرد نپيچيد ؟ و دستور فرمود : پارچه سفيدى آوردند و امام حسن عليه السّلام را با آن پوشانيد .
و سپس بعلى عليه السّلام فرمود : آيا اسمى برايش تعيين كرده اى ؟ گفت : در اسم فرزندم بر شما سبقت نخواهم گرفت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : من هم بر خدا سبقت نخواهم گرفت ، و منتظر وحى الهى بودند كه أمر فرمود خداوند بجبرئيل : براى ( دختر ) محمّد پسرى متولد شده است ، برو بسوى زمين ( در خدمت حبيب ما ) و سلام مرا به او برسان و تهنيت و مباركباد بگو ، و بگو كه : على نسبت به تو بمنزلهء هارون است نسبت بموسى پس او را باسم پسر ( بزرگ ) هارون نام بگذار ، جبرئيل بنا بأمر خداوند بر آن حضرت نازل گرديد و از طرف خدا تهنيت و مباركباد گفت و عرضكرد كه خداى تعالى ميفرمايد : فرزند خود را باسم پسر هارون نام بگذار ، رسول خدا ( ص ) فرمود : نام پسر هارون چه بوده ؟ جبرئيل گفت : شبر ، آن حضرت فرمود : زبان و لغت من عربى است ، جبرئيل گفت : او را حسن نام كن ، از اين جهت آن حضرت او را حسن نام نهاد .
و چون حضرت امام حسين عليه السّلام متولد شد ، خداى تعالى بجبرئيل وحى فرمود كه براى ( دختر ) محمّد پسرى متولد شده برو به زمين و تهنيت و مباركباد بگو ، و بگو كه : على نسبت به تو بمنزله نسبت هارون است بموسى ، پس پسر خود را باسم پسر ديگر هرون نام بگذار ، جبرئيل بأمر خداوند به زمين آمد و خدمت آن حضرت شرفياب شد و از طرف خداوند تهنيت و مباركباد گفت و عرضكرد : خداى تعالى ميفرمايد على نسبت به تو بمنزله هارونست نسبت بموسى ، پس اسم پسر خود را بنام پسر ديگر هارون نام بگذار ، آن حضرت فرمود : نام او چه بوده ؟ جبرئيل عرضكرد : شبير ، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود زبان و لغت من عربى است ( و بلغت عربى او را چه نام بگذارم ؟ )
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٩٢